محمد رضا واليزاده معجزى
324
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
غلات مىپردازد . « 1 » در فاصله قرن چهارم و پنجم هجرى نيز شخص ديگرى به اسم « بابا ناووس » مانند شاه خوشين بدون پدر در ميان طايفه « جاف » از زنى به نام خاتونه گلى متولد مىشود . او نيز از جمله ناشرين افكار غلات است . اما آنچه كه امروزه فرقه غلات درباره آن اتفاق رأى دارند ، ظهور سلطان اسحق يا سلطان سهاك در قرن هفتم هجرى است . در اين زمان مسلك اهل حق كه مسلك غالب غلات شيعه ناحيه كردستان و لرستان است ، رواج و رسميت مىيابد و اسرار حقيقت به صورت قانون و اركان دين به معتقدين و سرسپردگان آيين حقيقت ابلاغ مىشود . بدين سبب سلطان اسحق را موسس و متجدد مسلك اهل حق كه بزرگترين فرقه از فرق غلات شيعه است مىدانند . فرقه علىاللهى نيز به ظاهر در اواخر دوره صفويه به وسيله امير شاه قاسم نامى از خاندان مشعشع ( مشعشعيان ) در لرستان و بين طوايف لك منتشر شده است . با اينكه در نزد شيعه و سنى فرقه غلات به على اللهى شهرت دارند بايد به اين نكته توجه داشت كه على اللهىها و اهل حق اگرچه در يك امر يعنى غلو درباره مولاى متقيان على عليه السلام و بعضى اعتقادات ديگر همداستانند ، ولى طوايف اهل حق خود را على اللهى نمىدانند و اين نسبتها را صرف اتهام مىدانند . در رد اين انتساب پروفسور مينورسكى ايرانشناس فقيد در مقالهاى كه در داير المعارف اسلامى چاپ شده است ، متذكر مىگردد كه اهل حق يعنى مردان خدا و اين نام به جماعتى اطلاق مىشود كه در ولايات غربى ايران مثل لرستان و كردستان و غيره زندگى مىكنند و اضافه مىكند كه اهل حق غير « على اللهى » و « چراغ سوندرون » و « خروسكشان » يا متصوفه است . نور على نعمت الهى « 2 » در كتاب برهان الحق در رد انتساب اين نام به طوايف اهل حق مىنويسد : « گروهى سادهلوح از اهل حق به علت بىاطلاعى از مبانى عقايد خود و معاشرت و همسايگى با فرق مختلف ديگر مانند ( على اللهىها و غيره ) بدون اينكه خودشان هم متوجه شده باشند اختلاط و امتزاج و انحراف مهمى در اساس مسلكشان به وجود آمده است ، مثلا شايد
--> ( 1 ) . شاهنامه حقيقت ص 274 تا 275 و برهان الحق . ( 2 ) . نور على الهى فرزند حاج نعمت اللّه جيحونآبادى است . مشاراليه چند سال متوالى سمت دادستانى دادگاه شهرستان خرمآباد را داشت و در تمام مدتى كه اين شغل را داشت در نهايت پاكدامنى و صحت عمل رفتار مىكرد ( . . . ) بعضى اوقات به خانقاه مىآمد و با اهل تصوف معاشرت مىكرد . وى درباره اهل حق چند كتاب معتبر نوشته است .