محمد رضا واليزاده معجزى
309
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
سنگرها و تفنگكشها مواظب بودند و تا سروكلهاى پيدا مىشد تيراندازى مىكردند . در اين بين فشنگ على رضا خان تمام شد . يك نفر از محارم خود را نزد ستوان والىزاده افسر انتظامات كه با او خيلى دوست بود فرستاد كه يا با سربازان خود از جان او و يارانش دفاع كند و يا فشنگ برايش بفرستد كه خودش دفاع كند . والىزاده به او پيغام داد كه تا نيرو و مهمات دارد نخواهد گذاشت آسيبى به او برسد ؛ و به سربازها دستور داد كه مسلسلها را رو به هوا سوار كنند و گاهگاه چند تيرى شليك نمايند . اين سياست جنگى مفيد افتاد و دشمنان على رضا خان دانستند كه اگر قصد جان او را بكنند نيروى نظامى جدا از او دفاع خواهد كرد . در اين اوقات تمام وسايل ارتباطى قطع بود و حتى عبورومرورى در ميان نبود ، بخشدار چند نامه شديد اللحن به فرماندارى و لشكر نوشت و بالاخره چون نتيجه نداشت و سرهنگ بهرامى فرمانده لشكر كه عامل و مجرى سياست سپهبد رزمآرا بود ، نمىخواست به ماجراى طرهان خاتمه بدهد ، « 1 » ناگزير بخشدار به سرآبدوره رفته به وسيله تلفن « 2 » با فرماندارى و لشكر تماس گرفته وخامت اوضاع را گفته و خاطرنشان ساخته كه اگر عاجلا نيرويى اعزام نشود ، حتى مأمورين دولت هم كشته [ خواهند شد ] و صدها خروار شيره ترياك كه در كوهدشت موجود است ، غارت خواهد شد . بخشدار قبل از مسافرت به سرآب دوره ، همه مأمورين دولت اعم از [ اعضاى ] كميسيون خريد ترياك و كميسيون توزيع شكر و چاى و قماش را كه در كوهدشت مأموريت داشتند به عمارت بخشدارى - كه به واسطه مستقر بودن دسته ژاندارمرى در طبقه اول آن و فاصله داشتن با خانههاى مردم بالنسبه محل امنى بود - دعوت كرد و آنها با امتعه دولتى كه در دستشان بود ، به عمارت بخشدارى آمدند . مأمورين مجرد در يك سمت و مأمورين متأهل هم در يك سمت بخشدارى ساكن شدند . شكر و چاى و شيره ترياك هم هرچه موجود بود به عمارت بخشدارى انتقال داده شد و از دسته ژاندارمرى رسيد اخذ گرديد . روزبهروز وضع وخيمتر مىشد ؛ در اواخر « 3 » به عمارت بخشدارى هم تيراندازى مىكردند . تيرها را از سمت خانههاى على رضا خان به بخشدارى مىانداختند و غرضشان اين بود كه از كاركنان دولت كه در بخشدارى بودند اشخاصى كشته شوند كه دولت به خونخواهى مأموران خود نيرويى به كوهدشت گسيل دارد . كما اينكه يك شب كه فرمانده دسته ژاندارمرى در پارك بخشدارى مهمان بخشدار بود ، تيرى در
--> ( 1 ) . لابد سرهنگ و سرتيپ نقشههاى جديدى براى سركوب اهالى در سر داشتند ( ويراستار ) . ( 2 ) . اصل : تلفون . ( 3 ) . اصل : و در اين اواخر .