محمد رضا واليزاده معجزى
301
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
سرتيپ مهدى قلى خان تاجبخش و سرتيپ محمود خان ايروانى تا روزى كه رضا شاه از سلطنت [ خلع شد ، ] در منطقه دلفان و نورآباد ماندند و از آن پس به خرمآباد مراجعت كردند ؛ ولى عدهاى سرباز و ژاندارم با چند نفر افسر در نورآباد گذاشتند كه مبادا عشاير مسلح به دواير دولتى حمله كنند . گردان سوم هنگ 18 پياده گارد سپه هنگامى كه تيپ را به كرمانشاه مىبردند ، در نزديكى الشتر اسلحه دولتى را برداشته فرار نمودند . اين سربازان مسلح فرارى و اشخاص مفسدهجو و آشوبگر كه موقعيت را براى خودسرى و تمرد مناسب مىدانستند به دزدى و زدوخورد و حمله بردن شبانه به آباديها پرداختند و يك قسمت از مناطق لرستان شمالى را شرب اليهود نمودند . قبلا هم نوشتيم كه براى اشخاص آشوبطلب اسلحه از هرچيزى « 1 » مهمتر و به عبارت اخرى سبيل بود . چون مردم زراعتپيشه در معرض تجاوز و تطاول قرار گرفتند ، لذا مأمورين انتظامات هم كه هرروز شاهد ناراحتيهاى اين قبيل اشخاص بودند با كسب اجازه از مقامات ارتشى به اشخاص مورد اعتماد تفنگ دادند كه در مقابل حملات و تجاوزات شبانه سارقين از جان و مال و عرض خود دفاع نمايند . البته اين فكر بيشتر از ناحيه خود سرتيپ مهدى قلى خان تاجبخش تراوش كرد كه بهتر آن است كه به جاى برقرارى پادگان و پاسگاه نظامى و ژاندارمرى به خود مردم اسلحه داده شود كه از خودشان دفاع نمايند . مقارن سقوط دولت و استعفاء [ رضا ] شاه ، برخى ساكنان خوزستان هم دست به شرارت زده و عده كثيرى از سربازان را به خاطر تفنگ آنها كشته بودند . لذا شاهبختى فرمانده لشكر ، شرارت كنندگان را به سختى تنبيه و توسط سرهنگ همايونى گوشمالى حسابى به آنان داد و آگهىها و اعلاميهها و تلگرافهايى به سران و بزرگان و متنفذين لرستان فرستاده و در خصوص سربازان فرارى اطمينان داد كه هرگاه سلاح خود را [ كه ] از دست دادهاند ، آن را گرفته [ و ] بياورند ، از گناه آنان صرفنظر خواهد شد . خوانين سلسله در اين خصوص پيش قدم شده نخست با معيت ژاندارمرى و انتظامات الشتر شبيخون به متمردين زده و تلفاتى هم به طرفين وارد شد . از آن به بعد [ به ] وسيله كدخدايان ، سربازان فرارى را تأمين داده و با سلاحى كه برده بودند به انتظامات معرفى [ مىكردند ؛ ] و [ اين افراد ] توسط انتظامات به لشكر اعزام گرديده و از طرف لشكر مورد عفو واقع مىشدند .
--> ( 1 ) . اصل : كارى