محمد رضا واليزاده معجزى

302

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

شاهبختى از اهواز به خرم‌آباد آمد و مكرر در مكرر به وسيله آگهى و بخشنامه به استحضار اهالى رسانيد كه به پاداش فداكارى و استقامتى كه هنگ 18 گارد سپه لرستان در مقابل نيروى مهاجم بيگانه به خرج داده از تقصيرات سربازان فرارى صرف‌نظر و غمض عين شده ، فقط سلاحى را كه در دست آنان بوده با خود بياورند . سربازان مزبور هم تفنگ را آورده و به وسيله خوانين به هنگ 18 گارد سپه معرفى مىشدند . اوضاع سلسله با فعاليت خوانين و اعزام سربازان مسلح فرارى به واحدهاى مربوطه آرام شد و بعد از رفتن اين سربازان ديگر دزدى و سرقتى نمىشد . ولى برخى از متمردين شرارت را از حد گذرانيدند و چون زمستان فرارسيده و هواى دلفان به شدت سرد شد ، براى دزدى و غارتگرى به نواحى گرمسيرى رفته و در آن‌جا هم عرصه زندگى را بر مردم تنگ كردند . از اتفاق ستونهاى نظامى به تعاقب ياغيان مزبور پرداخته كوههاى صعب العبور و تپه ماهورها را زير پا گذاشته و راههاى دشوار و خطرناك را طى مىكردند و از اين كوه بدان كوه و از اين تپه بدان تپه مىرفتند و تا اواسط سال 1321 دنبال اين اشخاص بودند تا بالاخره همگى تسليم و سلاح خود را تحويل لشكر دادند . [ متفقين در لرستان ] لرستان معبر متفقين و وسايط نقليه آنان گرديد ؛ چه از طريق راه‌آهن و چه از طريق راه شوسه . كم‌كم شروع به اسفالت جاده‌ها كردند و در لرستان چند كمپ « 1 » ساختند و عده كثيرى از اهل لرستان از كشاورزى دست كشيده وارد كمپ‌هاى امريكايى و انگليسى شدند و كارهاى متفقين را انجام مىدادند . با اين‌كه عده‌اى از جوانان لرستان مشغول انجام كارهاى سربازان و افسران امريكايى و انگليسى بودند ، مع هذا عداوتى سخت از آنان در دل همه بود ؛ زيرا آنها را ملل متجاوزى مىدانستند كه ناخوانده وارد كشور ما شده و اساس سعادت و خوشى ما را واژگون كرده‌اند . نوجوانان لر كه در كمپ كار مىكردند ، به زودى زبان انگليسى را ياد گرفته و وظيفه مترجمى آنها را انجام مىدادند . چون كشاورزان غالبا دست از كار كشيده بودند ، روزبه‌روز [ عرضه ] محصولات كشاورزى ما رو به كاهش مىرفت . در سال 1321 بهاى نان تا منى پنجاه ريال ترقى كرد . دكه‌هاى نانوايى به

--> ( 1 ) . اصل : كامپ .