محمد رضا واليزاده معجزى

282

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

و رياست اداره كارگزينى وزارت كشور را به او محول نموده و بعدا او را براى جانشينى حاج عز الممالك اردلان با « 1 » سمت حكمران لرستان و بروجرد فرستاد . چون دكتر مرزبان براى اولين بار به حكومت در شهرستانها منصوب شده بود لذا چندان با طرز كار مأمورين وزارت كشور آشنا نبود و مثل اردلان نمىتوانست به بخشهاى مختلف سركشى و نواقص كار را بفهمد . اضافه بر اين در يك مأموريت سرحدى كه با جمعى جهت رفع اختلاف مرزى رفته بود از كوه افتاد و دست راستش را از دست داد و يك دست مصنوعى به جاى آن گذاشت . چون مردى با تقوى و نمازخوان بود و يكى از محارم او را طهارت مىداد و وضويش را مىگرفت ، لذا مسافرت به بخشها براى او بسى دشوار بود و در انظار لرستانيان نمىخواست يك نفر او را طهارت بدهد و تر و خشك كند . به اين جهات تمام مدتى كه حكمران لرستان و بروجرد بود حتى يك بار هم از خرم‌آباد خارج نشد و فقط نام بخشها را شنيده بود و از كم و كيف وضع آنها بكلّى بىخبر بود . وى حتى به بروجرد هم سرى نزد و اتفاقا منزلى كه محل سكونت او بود در مجاورت عمارت حكومت قرار داشت و از آن‌جا درى به داخل اداره حكومتى باز مىشد و او احتياج به پيمودن كوچه و خيابان نداشت و از همان در به اداره حكومتى مىآمد . بنابراين داخل شهر خرم‌آباد را هم به درستى نديده بود و از منطقه لرستان و بروجرد كه بيشتر از هزار و سيصد فرسخ مربع بود ، فقط در حدود 15 هزار متر مربع آن را ديده بود كه آن هم محوطه عمارت وسيع حكومتى و خانه مسكونيش بود . برحسب اتفاق پيش از مسافرت رضا شاه چند شبانه‌روز متوالى باران باريد و سقف سالن « 2 » بزرگ فرماندارى كه اختصاص به خوابگاه او داشت چكه كرد و قريب نيمى از آن خيس شده بود . حكمران نمىتوانست رضا شاه را در چنين اطاقى وارد سازد . آن اوقات شهر خرم‌آباد مثل امروزه عمارت مجللى نداشت كه [ . . . براى اين كار در نظر گرفته شود ] و با وجود همچون عمارت خوش‌استيلى كه دو سه سال قبل از زير دست معماران و مهندسان بيرون آمده بود ، نمىشد شاه را در عمارت ديگرى پذيرايى كرد . دكتر مرزبان كه مرد فهميده و درس‌خوانده‌اى بود ، به خوبى شاه را مىشناخت و مىدانست در همان لحظه كه نظرش به سقف مرطوب سالن بيفتند ، حساب او را كف دستش مىگذارد . اين بود كه درصدد خشكانيدن سقف سالن افتاد كه قبل از ورود مأمورين ويژه كه ترتيب پذيرايى شاه

--> ( 1 ) . اصل : به . ( 2 ) . اصل همه جا : سالون .