محمد رضا واليزاده معجزى
276
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
داشت به مقر خوانين رفت و آنها را به خرمآباد آورد . پيمانشكنى خوانين به قدرى دستگاه ارتشى و انتظامى را بر ضد آنها برانگيخته بود ، كه سرهنگ رزمآرا با آن روح مردمدارى نتوانست از آنها پشتيبانى و يا حداقل وساطت كند و ناچار شد با فرستادن آنها به تهران قضاوت را به عهده ارتش بگذارد . بعدا شايع شد كه دستگاه قضايى ارتش يك نوع نظر مساعد درباره آنان مىخواسته اعمال كند ولى در روز محاكمه گويى [ آنها ] عمدا محيط دادگاه نظامى را متشنج ساخته و كار را به ضرر خودشان خاتمه دادند . 20 مبارزه سرهنگ رزمآرا با رباخواران از جمله اقدامات مفيد و پىگير رزمآرا مبارزه او با نزولخواران منطقه سلسله بود ؛ اگرچه اين مبارزه به ثمر نرسيد ولى باز هم بد نبود و اين طبقه از جامعه را كه به قول روحانيون « به جنگ خدا مىروند » در ميان مردم رسوا ساخت . رباخوارى در بخشهاى لرستان با [ عمل ] رباخواران عادى خيلى تفاوت داشت ؛ به همين علت بود كه [ برخى ] كسبه بخشها در ظرف چند سال به ثروتهاى كلان مىرسيدند . آن وقت در شهرى كه از آن شهر به واسطه فقر و تهيدستى مهاجرت كرده [ بودند ] شروع به خريدارى زمين و باغ و مستغلات مىكردند . اين كسبه هيچكدام در شهر خودشان صاحب مايه و مكنتى نبودند و از شدت بىپولى رو به بخشهاى لرستان مىآوردند تا از سادگى كشاورزان و عشاير سوء استفاده كرده و مانند زالو خون آنها را بياشامند . در بين اين طبقه رحم و مروت و انصاف خيلى بهندرت ديده مىشد و در قاموس زندگى آنان جز پول ، واژهاى [ ديگر ] به چشم نمىخورد . طرز معامله اين [ گونه ] بود كه كاسب فرارى يا مهاجر كه جزيى سرمايه از تجار شهر خود قرض كرده و مثلا به الشتر ، طرهان ، يا دلفان يا محل ديگر رفته شروع به معامله با مردم مىكرد . اين [ گروه از ] كاسبان همهچيز مىفروختند . در عين حال كه قماش مىفروختند ، قند و چاى ، برنج و صابون و چيزهاى ديگر نيز در دكان خود داشتند . كشاورز بيچاره كه دسترنج ساليانه خودش را در عوض بدهكارى سال پيش به همين آقا يا همكاران او داده بود ، بايد از حالا كه آخر محصول مىباشد باز شروع به بردن ما يحتاج خود از اين دكان بكند تا محصول آينده به دستش برسد . اين كشاورز قماش مترى دو تومان را اجبارا مترى چهار تومان از دكاندار مىخريد ، زيرا نسيه