محمد رضا واليزاده معجزى

274

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

تأسيس بخشداريها از تاريخ فتح لرستان تا سال 1312 همه‌جاى لرستان به وسيله حكام نظامى اداره مىشد و حكام لرستان سازمانى نداشتند و حوزه حكومت آنها محدود به شهر خرم‌آباد بود . از تاريخى كه حاج عز الممالك اردلان به حكمرانى لرستان منصوب شد با توجه به سوابق و شخصيت ممتاز وى ، وزارت كشور مصمم شد كادر بخشدارى لرستان را تكميل كند و حكام نظامى در كارهاى مربوط به وزارت كشور دخالت نكنند . از 12 بخش لرستان فقط طرهان ، دلفان و چگنى بخشدار غير نظامى داشتند و تازه سروكار آنها هم با ارتش و تيپ لرستان بود ولى در زمان رزم‌آرا همه بخشها جزو بودجه وزارت كشور شدند و از [ بخشدارها ] وزارت كشور حقوق مىگرفتند . پايان كار يد اللّه خان و على رضا خان و نصر اللّه خان در صفحات قبل ، قضاياى خوانين بيرانوند را بدين‌جا رسانديم كه امير احمدى آنها را استمالت كرد و از پشتكوه به پيشكوه آورده در املاك خود مشغول [ به كار و زندگى ] شدند تا بدان‌جا كه در اثر شكايات يحيوى ، على رضا [ خان ] و نصر اللّه [ خان ] توقيف [ شدند ] و يد اللّه خان فرار كرد . در اين هنگام فرماندهى نيروى لرستان به عهده سرهنگ عباسقلى خان درافشان [ بود ] ولى ايشان هم با همه اطمينانى كه به سياست و روش نظامى خود داشت كارى از پيش نبرد . به طورى كه شهرت دارد سرهنگ درافشان در قبال مذاكرات بعضى از افسران و دوستان كه او را از سختگيرى زياد برحذر داشته بودند گفته بوده كه اصولا روش مدارا با تيپ عشاير كارى است اشتباه و سخت‌گيريهاى من اگرچه در بدايت امر ممكن است اوضاع را بدتر و ياغيان را لجوجتر سازد ولى پايان آن خوب است و وقتى ياغيان در اثر فشار خسته شدند ، خودشان بىقيد و شرط تسليم خواهند شد . بر خلاف عقيده و نظر سرهنگ درافشان روزبه‌روز بر تعداد ياغيان افزوده مىشد و از اين طرف سرهنگ درافشان با ستونهاى نظامى مرتبا در تعاقب ياغيان بود و نتيجه مطلوب عايد نمىگرديد و سرانجام يد اللّه خان بيرانوند ، به تيپ لرستان اعلام داشته بود كه وى به شرطى حاضر به تسليم مىشود كه دولت على رضا خان و نصر اللّه خان را كه در زندان قصر محبوسند ، آزاد سازد . چون دولت مىخواست زودتر به ناامنى و بىنظمى لرستان خاتمه بخشد ، لذا تقاضاى