محمد رضا واليزاده معجزى
270
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
اجتماعات بيشتر سروكار داشت راغبتر بود و چون با سرهنگ رزمآرا سابقه دوستى داشت ، موقعى كه كفالت تيپ به رزمآرا واگذار شد ، [ او نيز ] كارهاى مهمتر به سرگرد خاضع واگذار كرد . اكنون با واگذاشتن تمام امور عشاير لرستان به او ، [ رزمآرا ] چنين انتظارى نداشت كه در همان روزهاى اول كار ، سرگرد همهچيز را به دست فراموشى بسپارد . بارى سرگرد خاضع به محض اينكه از هرو به خرمآباد وارد شد و دفتر امور عشاير را با همه سوابق آن از فرمانده تيپ تحويل گرفت ، چندان مهلت نداد كه اتومبيل مربوط به كارهاى عشاير را رزمآرا تحويلش دهد و بدون تشريفات تحويل و تحول ، آن را مورد استفاده قرار داد . با اين حال ، رزمآرا اين عمل او را حمل بر مراتب دوستى خالص و بىغلوغش كرد و چيزى از اين حيث به روى او نياورد . هنوز اثر تصاحب اتومبيل محو نشده بود كه متعاقب آن بىاعتناييهاى خاضع شروع شد ؛ تا آنجا كه ملاحظه مقام و درجه فرمانده تيپ مستقل لرستان را هم نمىكرد . رزمآرا كه شمى قوى داشت و بىاندازه حساس و سريع الانتقال بود فورا تا آخر قضيه را درك كرد و به جاى گلهگذارى بىسود و زيان ، درصدد افتاد كه نگذارد خاضع از اين اختيارات وسيع سوء استفاده كند و يا حقى را پايمال سازد . اين بود كه به وسيله مفتشين سرى و زيردستان با وفاى خود كارها و اقدامات او را تحت نظر قرار داد . از آنجايى كه برطبق گفته مولانا : اين جهان كوهست و فعل ما ندا * سوى ما آيد نداها را صدا گرچه ديوار افكند سايه دراز * بازگردد سوى او آن سايه باز چون بدى كردى بترس ايمن مباش * ز انكه تخم است و بروياند خداش [ هركسى نتيجه كردار خود را مىبيند ، ] يكهتازى خاضع زياد به طول نيانجاميد و از همه طرف سروصدا عليه او بلند شد و گزارشهايى عليه او به سرهنگ رزمآرا دادند و او هم به مقامات بالاتر منعكس و سرانجام منتهى به توقيف خاضع و همكاران او گرديد . املاك خالصه لرستان ميان كشاورزان تقسيم مىگردد در دوران رضا شاه سرزمين لرستان از جمله نقاطى بود كه املاك خالصه آن كمال اهميت را داشت ؛ هم از حيث وسعت و هم از جهت مرغوبى و حاصلخيزى آنها . بهترين و وسيعترين املاك مزبور در بخش سلسله و بعد از آن كرهگاه و كوهدشت قرار داشت و