محمد رضا واليزاده معجزى
264
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
طايفه بيرانوند ، ياغيان عقب نشسته و متوارى مىشوند . بعد از اين اتفاق سرهنگ درافشان مصمم شد كه كليه [ افراد ] ايل مهم بيرانوند را از لرستان كوچ داده و به خراسان تبعيد نمايد . به همينمنظور همه قواى موجود در خرمآباد را بسيج و به سمت هرو حركت كرد . همينكه ساكنين اولين آباديهاى بيرانوند دستگير شدند ، سايرين خبر شده خانه و علاقه و زراعت و همه چيز را رها كرده در كوهها متوارى شدند و فقط مشتى افراد پير و از كار افتاده به جا مانده بودند كه با اغنام و احشام و اموال ، آنها [ را ] براى تبعيد حاضر كردند . سلطان سياح كه با يك گردان از مركز مأمور كوچانيدن آنها به شرق بود ، در بين زاغه و رنگرزان با عدهاى از ياغيان مصادف و كشته شد . ياغيان بعد از اين كار به نصر اللّه خان و يد اللّه خان و حشمت اللّه خان و صيد محمد خان پيوسته و افرادى از تيره مالاسد و قسمتى از ياراحمد كه قريب چند هزار نفر مىشدند در كوهها متوارى شدند و با تفنگهايى كه از جاهاى ديگر خريده بودند به دستجات كوچكتر تقسيم گرديدند و هراندازه ستونهاى اعزامى تعاقب مىكردند سودى نداشت . خلاصه در نتيجه سياست غلط سرهنگ درافشان به كل نظم و امنيت لرستان منحل گرديد و در ضمن اين تعاقبها سلطان مجيدى در نزديكى نهاوند مقتول گرديد . موقعى كه فرمانده تيپ متوجه شد كه سياستش غلط بوده و بدون دليل تذكرات دوستان را به كار نبسته ، مصمم شد رويه خود را تغيير دهد ؛ ولى چه سود ، موقعى تغيير روش داد كه ديگر براى قول و لسان او اهميت و اعتبارى باقى نمانده بود . چون يد اللّه خان تسليم خود را موقوف به ترخيص على رضا خان و نصر اللّه « 1 » كرده بود ، اين دو نفر هم بنا به تقاضاى فرمانده تيپ از زندان قصر تهران مرخص و به لرستان آمدند ؛ لكن بعد از ملاقات با يد اللّه خان با او مشغول همكارى شدند . سلطان شاپور خان در رزم با خوانين بيرانوند كشته مىشود در سال 1311 سرهنگ رزمآرا به فرماندهى تيپ لرستان منصوب شد . اين افسر با وجود كوچكى اندام و لاغرى بدن در زرنگى و كوهنوردى اعجوبهاى بود و مىگفتند بيشتر از يك فرسخ پياده مىدود و در راهنوردى كسى طاقت او را ندارد ، تمام كوههاى مناطق كرمانشاهان و پشتكوه را وجببهوجب رفته و همه راه و بيراهها را ياد گرفته و در طراحى نقشههاى جنگ كوهستانى ماهر شده است .
--> ( 1 ) . اصل : يد اللّه خان .