محمد رضا واليزاده معجزى
265
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
وى به محض ورود به لرستان تصميم گرفت به ياغيگرى و كوهگردى خوانين كه در واقع چند نفر جوان داغديده و كمتجربه بودند كه از هول جان با عيالات خود كوهبهكوه فرار مىكردند [ خاتمه دهد . اين افراد ] چون هوا رو به سردى گذاشته بود سعى داشتند طبق معمول هرسال مرتبا به سمت نواحى گرمسيرى عقبنشينى كنند و براى اينكه قواى نظامى عقبنشينى آنها را حمل به فرار نكرده و بر سر زن و بچه آنان تاخت نياورند ، [ با قواى نظامى درگير مىشدند و ] نبرد آنها با قواى نظامى يك نوع جنگ و گريز ماهرانه بود . بارى خانزادگان بيرانوند در قريه كيوره سكونت داشتند و رزمآرا براى اينكه از هرطرف راه سفر را به روى آنان مسدود سازد دستور داده بود سلطان شاپور خان در رأس ستونى از سمت بروجرد و سلطان خان بابا خان ايروانى هم با ستونى از سمت الشتر و افسر ديگرى هم از خرمآباد در رأس يك ستون نظامى پيشروى كنند . [ رزمآرا ] ترتيب حركت ستونها را طورى داده بود كه صددرصد به گرفتارى و دستگيرى خانزادگان تمام شود . براى اينكه خوانين بيرانوند از اين دام بزرگ فرار نكنند ، به بشير السلطان و اعتبار الدوله كه آن هنگام نمايندگان لرستان در مجلس شورا بودند گفته بود كه به عنوان مذاكره و ايراد پند و اندرز به خوانين بيرانوند وارد خانههاى آنان در كيوره شده و سر آنها را به اين قبيل سخنان مشغول دارند تا ستونهاى سهگانه از سه طرف برسند . البته در اين تاكتيك نظامى ابتكار عمل بيشتر با سلطان شاپور خان فرمانده ستون نظامى بروجرد بود كه از دو ستون ديگر به منازل خوانين مزبور نزديكتر بود . پيش از اينكه اين نقشه به مورد اجرا گذاشته شود مرحوم نايب والى ايازى برادر نايب عزيز كه از سالها قبل از كشتن جواد خان با خوانين بيرانوند مربوط [ بود ] ، چون با قواى نظامى كار مىكرد [ از جريان مطلع گرديده و ] به پاس سوابق دوستى و يگانگى به خانزادگان پيغام فرستاد كه آمدن بشير السلطان و اعتبار الدوله به قريه كيوره جهت غافلگير ساختن شما است و مىخواهند به وسيله ستونى كه سلطان شاپور خان فرمانده آن مىباشد شما را غافلگير و محاصره و بالاخره دستگير سازند . البته به هرنحو كه صلاح مىدانيد خود را از اين مهلكه نجات دهيد . خوانين مزبور بعد از دريافت اين پيغام به بشير السلطان و اعتبار الدوله جواب رد دادند و گفتند ما به قدر كافى كفاره فريبكاريهاى اولياى ارتش خرمآباد را دادهايم و ديگر گول اين سخنان نرم و دلنشين شما را نمىخوريم . ما با دولت دشمنى و طرفيتى نداريم و تنها از جان خود و عيالاتمان دفاع مىكنيم . با اين ترتيب نقشه فرمانده تيپ اجرا نشد و خوانين ، كيوره را ترك كرده و به سمت آبسرده و بيدهل رهسپار گرديدند .