محمد رضا واليزاده معجزى
258
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
وباى سال 1310 لرستان از جمله وقايع مهم سال 1310 شيوع و با مىباشد كه لطمه جبرانناپذيرى به اين سرزمين وارد ساخت و جمعيت لرستان و مخصوصا شهر خرمآباد را خيلى كاهش داد . بيمارى مزبور ظاهرا سوغاتى بود كه از طرف هندوستان وارد كشور ايران شده بود . آن موقع بهدارى مستقلا وزارتخانه نداشت و از ادارات تابعه وزارت كشور بود و اداره صحيّه كل مملكتى نام داشت . سازمان پيشگيرى صحيّه كل مملكتى بسيار كوشيد كه و با شيوع پيدا نكند و در شهر خرمآباد هم پستهاى قرنطينه جهت مهار كردن و جلوگيرى از ورود اين مهمان ناخوانده به داخل شهر برقرار گرديد و با اينكه بيمارى هنوز خبر ورود خود را به كسى نداده بود ، عده كثيرى از اهل شهر در تدارك وسايل فرار بودند و باوجود مراقبت شديدى كه پستهاى قرنطينه معمول مىداشتند كه احدى از شهر خارج و يا به شهر داخل نشود ، مع هذا [ از ] طرق غير متعارف مثل راهآبها و بعضى نقاط رودخانه و بعضى مفرها كه كنترل آن دشوار مىنمود اشخاصى به شهر وارد و يا از آن خارج مىشدند . شايد به وسيله همين اشخاص بود كه بالاخره ميكرب « 1 » ناجنس و با سد ممانعت را شكسته و به خرمآباد وارد شد و نخستين قربانى خود را رهسپار ديار عدم ساخت . اين بيمارى خطرناك با سرعت غير قابل وصفى همهجا را آلوده ساخت و آنچنان قتل عامى در خرمآباد به راه انداخت كه تسمه از گرده همه كشيد و يك هولوهراس كشندهاى بر وجود مردم مستولى شده بود كه بعضى اشخاص ترسو و بزدل با مختصر لينتى كه در مزاج آنها پيدا مىشد كنترل خود را از دست داده و از شدت ترس تلف مىشدند . دستگاه صحيّه كل مملكتى كه جناح پيشگيرى آن در اكثر نقاط مواجه با شكست شده [ و ] نتوانسته بود از پيشروى و با جلوگيرى كند ، اكنون به فعاليت افتاده بود كه بقيه را نجات دهد . رييس صحيّه خرمآباد دكتر عباس خواجوى بود . [ او ] دكترى لايق و درسخوانده و در كار خود حاذق و باتجربه و فوق العاده كوشا و فعال بود و صحيّه مملكتى تمام وسايل [ مورد نياز ] را در اختيار او مىگذاشت « 2 » و او با استفاده از وسايل و داروهايى كه تا آن زمان كشف شده بود مىكوشيد كه شهر را از ميكرب و با پاك كند . بالاخره در كار خود درمانده شد و چون قادر به معالجه بيماران نبود ، در هرخانه به دستور او جا و ظروف و اسباب و همه ما يحتاج بيماران را از ساير اهل خانواده جدا مىكردند و فورا سايرين
--> ( 1 ) . اصل همهجا : مكرب . ( 2 ) . اصل : مىگذاشتند .