محمد رضا واليزاده معجزى

247

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

شده است به فكر تأمين امنيت منطقه افتادند . ميرزا محمد خان در قبال مشورتهاى فرماندهان ستونها گفت : اگر اجازه بفرماييد من مىنويسم كه صد خانوار از پشتكوه بيايد به « كله‌باد » و مزبان خان سگوند هم بيايد به « سرآب‌نقل » آن‌گاه دولت صد نفر نظامى و صد تفنگچى سركارى در اختيار من بگذارد و قلعه محكمى هم در سراب باغ بسازد و به من تحويل دهد ، در اين صورت من متعهد مىشوم كه سرتاسر خاك پشتكوه را امن و آرام كنم و عين اين پيشنهادها را نوشت و به دست فرماندهان ستونها داد و آنها هم پيشنهادها و نظرات ميرزا محمد خان را پذيرفتند . در اين بين سپهبد امير احمدى به سرتيپ مهدى قلى خان تاج‌بخش نوشته بود كه طوايف مربوط به ميرزا محمد خان و عباس خان و مزبان خان و ساير ميرها را كوچانيده نزديك اردوى نظامى بياوريد . اين دستور هم اجرا گرديد . در همين اوان خبر دادند كه سپهبد به اردو حركت كرده است . سرتيپ تاج‌بخش از عموم خوانين دعوت كرد كه چون امروز سپهبد تشريف‌فرما مىشوند شما همگى مهمان مىباشيد كه در موقع ورود سپهبد به‌طور دسته‌جمعى از معظم له استقبال كنيم . خوانين اطاعت كرده همه‌شان به اردو رفتند و در انتظار ورود سپهبد امير احمدى در آن‌جا ماندند . مقارن ظهر سپهبد وارد شد و خوانين در معبر ايشان به صف ايستاده بودند . سپهبد از اسب پياده شد و اولين كارى كه كرد اين بود كه دست ميرزا محمد خان را گرفته از صف بيرون كشيد و به او گفت : ميرزا محمد خان من دنيا را تاريك مىبينم و بعد از او دست ديگرى را گرفت و همين‌طور از اول صف تا آخر آن 42 نفر از خوانين لرستان را بيرون كشيده تحويل سربازان داد . معروفترين اين 42 نفر از اين قرار بودند : 1 - ميرزا محمد خان تيمورپور 2 - مير اسفنديار خان شهاب 3 - عباس خان 4 - ميرزا حسين خان ، پسر ميرزا محمد خان 5 - دمبوس خان 6 - محمد تقى خان 7 - امير خان 8 - محمد رفيع خان 9 - شيخ على خان 10 - مزبان خان 11 - عاليخان 12 - احمد خان 13 - نصير خان موسىزاده سپهوند 14 - امير خان ، پسر عباس خان 15 - عزيز خان ، پسر عباس خان 16 - صادق خان ، برادرزاده قربان خان 17 - لطيف خان برادر مزبان خان 18 - عادل خان برادر مزبان خان 19 - محمد خان پسر صادق خان سگوند 20 - نصير خان ، برادر قربان خان 21 - نصير خان . سپهبد بعد از اينكه 42 نفر خوانين موردنظر خود را دستگير نمود ، دست آنها را بست و زنجير بر پاى آنان نهاد . آن‌گاه در حضور حسين قليخان پاپى روى [ خود ] را به طرف ميرزا محمد خان برگردانيد و گفت : ميرزا محمد خان شما چرا با اردوهاى من جنگيديد . سپس فرمان