محمد رضا واليزاده معجزى
246
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
ميرزا محمد خان بعد از انجام اين خدمات به آبدانان رفت و از آنجا با تمام طايفه به دهلران كوچ كرد . سرهنگ ميرزا عليخان حكمى به ميرزا محمد خان داد كه ماليات عشاير عرب را بگيرد و از هرگله گوسفند يك رأس گوسفند به عنوان حق الزحمه خود دريافت دارد . ميرزا محمد خان اين مأموريت را هنوز به پايان نبرده بود كه اردوى سرهنگ ميرزا عليخان به دهلران آمد . ميرزا محمد خان كه خانه و قيطولش در نزديكى اردو قرار مىگرفت ناچار بود كه محل ديگرى را براى سكونت انتخاب كند و به اين منظور از خانه بيرون رفت كه در همان نزديكىها جاى مناسبى را جهت خانه و قيطول خود در نظر بگيرد . براى پيدا كردن اين محل به بالاى نقطه مرتفعى صعود كرده و اطراف را مىنگريست دفعتا مشاهده كرد كه عدهاى در خانه او جمع شدهاند . وى با تعجيل به سوى خانه آمد كه علت تجمع را درك كند . معلوم شد از طرف سرهنگ ميرزا عليخان امر شده كه بهطور كلى اوبههاى مربوط به ميرزا محمد خان از منطقه دهلران به آبدانان كه مسافت زيادى [ دور ] بود كوچ كند . ميرزا محمد خان از اين موضوع سخت ناراضى بود و مىخواست بهانهاى بياورد كه فرداى آن روز پنجاه تفنگچى از لرهاى پشتكوه از جانب سرهنگ ميرزا عليخان مأمور كوچانيدن آنها شدند . ميرزا محمد خان كه مردى فوق العاده زيرك و باهوش بود به وسيله حس ششم فهميده بود كه اين كوچانيدن با كوچيدنهاى معمولى خيلى فرق دارد و سرانجام خوشى را بشارت نمىدهد و مصمم شد كه شبانه با خانواده خود فرار كند ، ولى زود از اين كار پشيمان شد و بالاخره امر سرهنگ عليخان را اجرا و با طايفه و قيطول به آبدانان كوچ كرد . بعد از ورود ميرزا محمد خان به آبدانان طولى نكشيد كه اردوهاى متعدد تحت امر سپهبد امير احمدى على التواتر در آبدانان گرد آمدند و سرتيپ مهدى قلى خان تاجبخش ، سرتيپ ابو الحسن خان پورزند ، سرهنگ حسن آقا خان ، سرهنگ احمد خان و سرهنگ عباسقلى خان هريك در رأس يكى ستون تشكيل اردوى مهمى را دادند و به ميرزا محمد خان گفتند بالاخره تكليف ما با اين ناامنى منطقه پشتكوه چيست ؟ در همين موقع عشاير و متمردين پشتكوه كه از تجمع ستونها در آبدانان احساس خطر كرده بودند همگى از خاك پشتكوه خارج و به آن سوى نوار مرزى ايران و عراق رفتند و موقعى كه نيروهاى مجتمع در پشتكوه توجه پيدا كردند كه خاك پشتكوه از وجود ياغيان و متمردين خالى