محمد رضا واليزاده معجزى
226
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
شاه چنانكه عادت او بود شاگردان مدارس را مورد نوازش قرار داد و چون از ابتداى صف شروع به حركت كرد يكى از شاگردان ( گويا مرحوم سيد احمد حبيبى بودند ) لايحهاى را كه مدير مدرسه پهلوى برايش نوشته بود ؛ قرائت كرد . بعد از قرائت آن لايحه يكى از آموزگاران جوان و شيكپوش جلب توجه شاه را كرده از او پرسيد چه شغلى در مدرسه داريد و چند كلاس خواندهايد ؟ عرض كرد شغلم معلمى است و تصديقنامه شش كلاسه ابتدايى را در دست دارم . شاه كه گويى انتظار نداشت چنان جوان زيبا و شيكپوشى پايه معلوماتش اين درجه پايين باشد به او گفت : معلومات تو كم است . معلم مزبور كه ياسرى نام داشت به زودى از شغل معلمى كناره گرفت و به تهران رفت و در دانشكده افسرى وارد شد . شاه در ضمن بازديد شاگردان مدارس به يك صف دانشآموز رسيد كه [ از ] شاگردان مدرسه « آليانس » بودند و اين مدرسه را كليميان خرمآباد تأسيس كرده بودند و در آن زبان فرانسه تدريس مىشد و چون مدرسهاى ملى بود شاگرد مسلمان هم مىپذيرفت . شاه از مدير مدرسه پرسيد كه مدرسه شما چه نام دارد . مدير مدرسه جواب داد آليانس . شاه كه از واژههاى اروپايى نفرت داشت ، به قدرى خشمگين شد كه چيزى نمانده بود او را كتك بزنند و مدير مدرسه كه از ترس نزديك بود قالب تهى كند به محض فاصله گرفتن از شاه از صف فرار كرد و گويا خرمآباد را بكلّى ترك نمود . شاه بعد از انجام مراسم از زير طاق نصرتها عبور كرد و همهجا رفت تا در كنار نوار سه رنگ قرار گرفت و بعد از ايراد سخنرانى نوار سه رنگ را با قيچى قطع كرد . رضا شاه بعد از افتتاح راه سه روز در خرمآباد اقامت نمود و بار عام داد . حسين قلى خان پاپى و قبل از او هنگام عبور از جلو صفوف مستقبلين حاج صيد هاشم حسنوند را نيز مورد تفقد قرار داده بود . روز دوم ورود به اردوى شاهبختى كه در « كل هرو » قرار داشت رفت . در آنجا هم ، خوانين و كدخدايان طوايف به حضور رسيدند . چون ناامنى لرستان را از سوء سياست شاهبختى مىدانست و مخصوصا راجع به كشته شدن مرحوم امير لشكر امير عبد اللّه خان طهماسبى كاملا مركوز ذهن او شده بود كه عشاير قصد كشتن او را داشته و عبد اللّه خان را اشتباها به جاى او نفله كردهاند ؛ موضوع كشته شدن خوانين الشتر در