محمد رضا واليزاده معجزى
227
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
نزديكى رباط « 1 » بهدست اشرار نيز دليل ديگرى بر خرابى اوضاع و نبودن امنيت و تأمين جانى در لرستان بود ؛ رضا شاه از مجموع اين وقايع به اين نتيجه رسيده بود كه شاهبختى فرمانده لشكر لرستان يا عرضه و لياقت آن را ندارد كه نظم و آرامش را در لرستان برقرار [ سازد ] و به اين وضع آشفته خاتمه بدهد و يا اينكه متعمدا موجباتى فراهم آورده كه اين اوضاع ساليان متمادى در لرستان برقرار بوده و اين سرزمين در لهيب ناامنى و بىنظمى و ياغيگرى بسوزد تا او به نام مخارج اردوكشى و تعاقب اشرار و راهزنان از بودجه ناتوان اين كشور سوء استفاده كند . اين تصورات موجب شد كه رضا شاه در مراجعت به خرمآباد كه سران كشورى و لشكرى و معاريف شهر و خوانين و رؤسا و طوايف در هنگ پياده كه گلستان ارم نام دارد ، بودند به شاهبختى و همدستان او خشمگين شود و آنها را به زندان اندازد . برحسب اتفاق در همين موقع عدهاى از كدخدايان چگنى كه [ كدخدا ] ملك احمد خان چگنى ساكن مله شبانان و كدخدا احمد بيك در رأس آنان قرار داشتند ، آغاز تظلم از مظالم و اخاذيهاى رستم خان و همدستانش كرده و گفتند كه مشاراليه به دستور سرتيپ شاهبختى مبلغ 21 هزار تومان از طوايف چگنى اخاذى كرده است . كدخدا احمد بيك و كدخدا ملك احمد دو نفر از توشمالهاى سخنور بخش چگنى بودند و بيانات خود را با عبارات بسيار مؤثرى به سمع شاه رسانيدند . اين شكايات به قدرى شاه را عصبانى كرد كه بدون مراعات و توجه به اهميت شغل و درجه شاه بختى دست برد و پاگونهاى او را از دوشش كنده و به دور انداخت و خطاب به امير احمدى كه در پشت سر شاه ايستاده بود و از اين پيشامد سخت خوشحال و مسرور بوده كرده و گفت همين الان شاهبختى را با سرهنگ احمد خان رئيس اركان حرب و سرهنگ امجد السلطان و سرتيپ مهدى قلى خان تاجبخش و رستم خان و برادر اوخان بابا زندانى سازند . ضمنا فرماندهى نيروى لرستان را به امير احمدى واگذار كرده و به او گفت مأموريت داريد كه در ظرف ده روز ، بيست و يك هزار تومان از سرتيپ شاهبختى وصول كرده و به صاحبان پول تحويل دهيد 12 .
--> ( 1 ) . . . . توضيح آنكه سران و خوانين طايفه حسنوند و يوسفوند در بين راه الشتر به خرمآباد نزديك قريه « رباط » شب را در يك آبادى اطراق كردند و در سياهچادر يك نفر از طايفه حسنوند مهمان بودند . نيمه شب عده كثيرى از اشرار و ياغيان كه با شخص ميزبان از سابق دشمنى و خردهحساب داشتند به آبادى حملهور شده حسين خان سردار اكرم برادر مهر على خان امير منظم حسنوند و عزيز خان صادقى ملقب به سردار جنگ و منصور خان يوسفوند را در موقع تيراندازى به خانهء ميزبان از پاى درمىآورند . جنازه مقتولين به خرمآباد حمل و عموم اهل شهر بويژه روحانيون در تشييع جنازه مقتولين شركت كردند .