محمد رضا واليزاده معجزى
194
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
مىكند . خبر شكست اردو و كشته شدن تقى خان و سلطان به دهپير رسيد و آنها از ترس غارت ياغيان به اطراف فرار كردند . از طرف اولياى دولت هيچ جبرانى نسبت به اولاد تقى خان نشد . شورش دوستمراد زيد على و علت آن علت ياغيگرى او از اين قرار بوده كه سلطان سليم بيك ارمنى ، طايفه زيد على را از كبيره با دادن تأمين و وعده و وعيد از طرف سرهنگ گيگو و بالاخره با دستور فرمانده لشكر كوچانيده و به سمت هرو مىبردند كه در آنجا مشغول كشت و زرع شوند ( كه در عين حال از دسترس خارج نبوده و عمليات آن طايفه تحت كنترل باشد ) موقعى كه طايفه مزبور را مىخواهند از رودخانه صميره عبور دهند ، هفت تن از سربازان زن زيبايى را كه از تيره حسين بيك بيرانوند بوده تعاقب مىكنند كه پرده ناموس او را پاره سازند . زن مزبور براى حفظ ناموس خود از چنگ سربازان فرار كرده به طرف رودخانه مىآيد و چون سربازان باز هم در تعاقب او بودهاند با لباس خود را به دست امواج خروشان رودخانه صميره مىدهد و جريان آب او را براى هميشه از ديدار خانوادهاش محروم مىسازد . سربازان به جاى اظهار تأسف و ندامت ، قاهقاه به اين منظره دلخراش و رقتانگيز مىخندند . كدخدا دوستمراد كه جوان غيرتمندى بوده از مشاهده اين قضيه سخت عصبانى و ناراحت شده و قصد ياغيگرى مىكند . اتفاقا متعاقب اين صحنه در شب همان روز هم سربازان محافظ ، زنى را احاطه مىكنند كه با او عمل منافى عفت انجام دهند . دوستمراد در مقام دفاع از ناموس آن زن برمىآيد ولى سربازان مزبور وى را بدون ذرهاى ترحم به باد كتك گرفته و بدن او را مجروح مىسازند و از آن محيط مىتارانند . اين قضيه هم مزيد بر علت سابق شده و دوستمراد مشاهده مىكند كه سربازانى كه بايستى « 1 » نواميس همميهنان را حفظ كنند خودشان وحشيانه دامن عفت آنان را لكهدار مىسازند هرچه بيشتر رگ غيرتش به جنبش آمده در همان شب عموزاده و همرازش را كه غلام نام داشته صدا مىزند و به او مىگويد من قصد ياغيگرى دارم و مىخواهم به كبيركوه بروم آيا شما هم ميل داريد با من همراه شويد ؟ زيرا بيشتر از اين تاب تحمل اين رفتار بيشرمانه سربازان دولت را ندارم . غلام به او پاسخ مىدهد كه ما دو نفر چگونه مىتوانيم در كبيركوه كه يك نفر در آن باقى
--> ( 1 ) . اصل : خودشان بايستى .