محمد رضا واليزاده معجزى

164

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

اشخاص مورد علاقه خزاعى اگرچه سرلشكر خزاعى باطنا مردى بيرحم و سنگدل بود لكن در عين حال به چند نفر از اهل لرستان فوق العاده علاقه‌مند بود و به آنها هميشه محبت مىكرد از آن‌جمله‌اند : مرحوم حاج سيف الله خان والىزاده « 1 » كه فوق العاده مورد علاقه و محبت او بود و غالبا او را نزد خود مىخواند و سربه‌سرش مىگذاشت و با او شوخى مىكرد و به قدرى با او يگانه بود كه قبل از اعدام مرحوم معين السلطنه قضيه را به او گفته بود . بيشتر علت اين دوستى آن بود كه سيف الله خان مردى بود به تمام معنى نيك‌نفس و شريف و سخاوتمند و بلندنظر و كوچكترين سابقه سويى در سالهاى هرج‌ومرج نداشت كه خزاعى آن را بهانه سازد و مانند سايرين نمدمال و اعدامش سازد و در عين حال به قدرى ساده بود كه همه‌كس او را دوست مىداشت . شايد امير احمدى و خزاعى هردو بىميل نبودند كه او را هم به ديار خاموشان بفرستند لكن حاج سيف الله خان نه مالى اندوخته داشت و نه كسى از وى شاكى بود و چون در دوره هرج‌ومرج حامى و ممد ضعفا بود لذا همه نزد امراى لشكر از آن مرحوم تعريف و تمجيد مىكردند . روى اين صفات نيك ، خزاعى هم به او علاقه پيدا كرده بود و هروقت سردماغ بود سيف الله خان را احضار مىكرد و با او مانوس مىشد . شخص ديگرى از اهل لرستان كه مورد علاقه سرلشكر خزاعى بود ، مرحوم صادق خان سگوند رحيم خانى بود كه در خاك پشتكوه اعراب او را به قتل رسانيدند و سرگذشت او را نگارنده در [ كتاب ايلات و طوايف لرستان ] ضمن [ توضيح ] طايفه سگوند مشروحا نوشته است . « 2 » ديگر از مردان مورد علاقه او مرحوم كريم خان سگوند معروف به كريم خان عادل بود كه چون اسد الله خان پسر بزرگ شير محمد خان سگوند او را محرك خزاعى در مورد كشته شدن پدر خودش مىدانست ، در يكى از شبها كه كريم خان در قريه بازگير كه خانه اسد الله خان در آن جا بود ، مهمانش شده و در همان‌جا خوابيد و اسد الله خان نيمه‌شب كه كريم خان در خواب بود دستور داد دو نفر از نوكرانش به نام محمد رضا و شخص ديگر ، كريم خان را محكم گرفته و

--> ( 1 ) . فرماندهان لشكر غرب عموما به حاج سيف الله خان احترام مىگذاشتند و تنها ، از ميان آنها ، رزم‌آرا نسبت به او بىاحترامى كرد و توقيفش نمود . علت آن بود كه به رزم‌آرا گفته بودند سيف الله خان چند قطعه فرش ابريشمى سنگين‌بها و چند قطعه برليان درشت دارد و او هم آنها را از سيف الله خان مطالبه كرد و چون سيف الله در دادن آنها تسامح كرد او را به زندان انداخت و همان موجب بروز بيمارى دق در مزاج سيف الله خان كه مرد غيرتمندى بود ، شد و بالاخره بعد از سه سال درگذشت . نگارنده خود شاهد اين قضايا بوده‌ام . ( 2 ) . اين كتاب توسط انتشارات حروفيه منتشر خواهد شد . ( ويراستار )