محمد رضا واليزاده معجزى

152

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

گرمك » به خانه حاجى نظر علىوند وارد گرديد . سرهنگ ابو الحسن خان پورزند كه از قديم خرده‌حسابى با ميرزا خان داشت و [ فكر مىكرد ] ميرزا خان پايش را با تير زده و ساعتش را از مچش باز كرده بود ، وقتى كه نظاميان از نزد او برگشته و از ميرزا خان شكايت كرده بودند ، به وسيله مفتشين مخفى محل سكونت ميرزا خان را معلوم كرده و بلامقدمه به سوى « چم‌گرداب چو ريان آب گرمك » حركت مىكند . موقعى كه اردوى سرتيپ پورزند وارد محل مزبور مىشود يكى از مفتشين محرمانه به سرهنگ پورزند گزارش مىدهد كه ميرزا خان بيرانوند در خانه حاجى نظر علىوند سكونت دارد . سرهنگ پورزند به سلطان سليم خان امر مىكند كه اطراف خانه را محاصره و ميرزا خان را دستگير سازد . از آن طرف به ميرزا خان مىگويند اردو به شما نزديك مىشود چرا فرار نمىكنى ؟ ميرزا خان با بىاعتنايى مىگويد اين نظاميان ضرب شست مرا ديده‌اند و هيچ‌وقت جرئت جنگيدن با مرا ندارند و به من نزديك نمىشوند . لكن جلو آمدن سلطان سليم خان ، خلاف گفته ميرزا خان را ثابت نمود و در آخرين فرصت سوار بر اسب شد [ و ] فرار كرد ؛ لكن از آن‌جايى كه عمرش تمام شده بود و مىبايست در اين دام اسير شود ، به جاى اينكه عنان اسب را به سوى دامنه كوه و ارتفاعات جلو خانه برگرداند ، به طرف ساحل رودخانه صيمره كه همه‌اش تخته سنگهاى خيلى پهن و بزرگ بود فرار كرد و از قضا در آن نقطه گدار هم وجود نداشت كه به آن طرف رودخانه فرار كند و به قرار مشهور اسبى كه در همان ايام به قيمت گزاف خريده بود لج كرده و از جاى خود تكان نمىخورد . سلطان سليم خان كه مأمور دستگير كردن ميرزا خان بود به وسيله چند نفر از نظاميان مستحضر شد كه ميرزا خان به سمت ساحل رودخانه صيمره فرار كرده است و لذا فرمان يورش به آن سمت را داده و به تيررس جايگاه او رسيدند . ميرزا خان خواست از آب صيمره عبور كند لكن به هيچ‌وجه اين كار مقدور نبود ، نه رودخانه گدار جهت عبور داشت و نه تخته سنگهاى ساحلى اجازه اسب دوانيدن به او مىداد ؛ ناگزير شروع به تيراندازى به سمت نظاميان كرد ولى هنوز چند تير به سمت دشمن آتش نكرده بود كه گلوله در لوله تفنگش گير كرده و دانست كه روزش به آخر رسيده [ است ] ، بنابراين سر جاى خود ايستاد تا نظاميان رسيده و دستگيرش ساختند . سرهنگ پورزند ميرزا خان را تحويل عده‌اى سرباز مسلح داده و به سوى خرم‌آباد حركتش دادند . در خرم‌آباد سرلشكر خزاعى محكمه صحرايى را تشكيل داده و حكم اعدام ميرزا خان را صادر