محمد رضا واليزاده معجزى

149

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

همه فراست و هوش و ذكاوت اغفال شده و به غلامعلى خان نوشته بود كه : « در كمال اطمينان و بدون دغدغه خاطر به خرم‌آباد بياييد و خاطرتان جمع باشد كه از ناحيه لشكر غرب كمترين خسارت مالى و جانى به شما وارد نمىشود . » معين السلطنه تأمين‌نامه خزاعى را براى غلامعلى خان و اقوام و بستگانش يعنى ساير خوانين فرستاده و خيلى سفت و محكم قول داده بود كه اعلان عفو عمومى داده شده و ديگر فرمانده لشكر نمىتواند مزاحم و متعرض كسى شود . با اين ترتيب لطيف خان با كمك والى پشتكوه و سرهنگ پورزند موفق شد اطمينان خاطر غلامعلى خان و ساير خوانين را جلب و آنها را به خرم‌آباد ببرد . تسليم شدن خوانين بالاخره به موجب نداى عفو عمومى و تأمين [ نامه ] هايى كه امير لشكر حسين آقا خزاعى فرستاده بود و بويژه ، نامهء اطمينان‌بخشى كه ميرزا رحيم خان معين السلطنه از قول امير لشكر حسين آقا خان به غلامعلى خان و سايرين نوشته بود ، آخر الامر غلامعلى خان و ساير خوانين بيرانوند و شير محمد خان ، صيد مهدى خان ، محمد على خان ، نجف قلى خان ، عبد الحسين خان ، نصر الله خان ، يد الله خان پسر غلامعلى خان ، ولى الله خان و عليرضا خان ( به استثناى ميرزا خان كه در پشتكوه ماند و به شرحى كه قريبا خواهيم نوشت سرانجام دستگير و اعدام شد ) از پشتكوه به پيشكوه وارد و نزد خزاعى رفته همه مورد توجه واقع شدند و مأموريت خلع سلاح به غلامعلى خان و صيد عبد الحسين خان و سايرين رجوع « 1 » گرديد . خزاعى براى اينكه هيچ‌يك از خوانين از او مكدر نشوند عينا مانند سابق ايل بيرانوند را به چهار قسمت تقسيم و آن را فىمابين خوانين قسمت كرد و عمل خلع سلاح به وسيله خود خوانين بيرانوند و همكارى نظاميان شروع گرديد . خوانين تا آن‌جا كه مقدور بود اسلحه مىگرفتند و اشخاصى كه اسلحه نداشتند يا پنجاه رأس ميش يا صد رأس بز مىدادند . يعنى قيمت تفنگ را صد تومان معين كرده بودند و در مقابل آن بز را رأسى دو تومان حساب مىكردند و از اين مردم مىگرفتند . بالاخره اين بز و ميش‌ها را نزد خزاعى بردند ولى او نپذيرفته و دستور داد تا به صاحبانشان پس داده شود . « 2 »

--> ( 1 ) . اصل : مراجعه . ( 2 ) . بطورى كه از موثقين تحقيق شده و نيز از قراين مستفاد مىشود ، حسين آقا خان خزاعى مانند ديگران