محمد رضا واليزاده معجزى

145

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

اتفاق ساير خوانين بيرانوند به پشتكوه رفته مع هذا باز هم اين دو نفر مرتبا به همديگر نامه مىنوشتند و پيش هم قاصد مىفرستادند و چيزى كه باعث ناراحتى آنان شده بود اشكال ملاقات بود . زيرا هم فاصله فىمابين زياد بود و هم لطيف خان كه مقصر دولت بود نمىتوانست به ملاقات دوست خود بشتابد . آخر الامر ياور ضرابى مصمم شد كه به اين دربدرى و كوهگردى رفيق خود خاتمه دهد و براى او تأمين قرص و محكمى از فرماندهى لشكر بگيرد . اتفاقا خزاعى چون از همه‌كس شنيده بود ياور ضرابى افسرى شريف و درستكار و بالاتر از اين شجاع و جوانمرد است لذا نسبت به وى علاقه تامى پيدا كرده و در زمره افسران مورد اعتماد شخص فرماندهى لشكر قرار گرفته بود و كارهاى مهم را به او ارجاع مىكرد . ياور ضرابى از اين علاقه و اعتماد فرمانده لشكر به نفع دوست خود استفاده كرد و در يك فرصت مناسب به او گفت : قربان در ميان خوانين لرستان لطيف خان جوانى است صميمى و بامحبت و دوست‌داشتنى و از بسيارى از صفات و سجاياى حميده بهره‌مند است و آن استعداد و لياقت را دارد كه وجودش براى لشكر مفيد واقع شود و در هركارى كه به او مرجوع فرمايند پاكيزه و باصداقت آن را انجام دهد . او ذاتا ياغيگرى را دوست ندارد ولى چون امير احمدى پدرش را اعدام كرده لذا اين جوان از ترس جان عنوان ياغيگرى را پيدا كرده است . چنانچه حضرت اجل تامينى به او مرحمت فرمايند من او را حضورتان مىآورم و قول مىدهم از در اخلاص وارد شود و خدمات مرجوعه را صادقانه انجام دهم . خزاعى پرسيد : او چگونه تامينى از ما مىخواهد . ضرابى گفت : اينها لرند و به دو چيز فوق العاده عقيده دارند ؛ يكى سوگند قرآن و ديگر ضامن دادن حضرت ابو الفضل العباس . خزاعى با خط خود در حاشيه قرآن مجيد خطاب به لطيف خان نوشت كه بدون ترس و واهمه نزد من بشتابيد . « 1 » ياور ضرابى اين تأمين را توسط يك نفر معتمد با يك نامه دوستانه براى لطيف خان فرستاد و او هم در مقابل تأمين به اين محكمى بىدرنگ به خرم‌آباد شتافت ؛ نزد خزاعى رفت و مورد محبت قرار گرفت و [ خزاعى ] يك قبضه شمشير هم بعنوان خلعت به او بخشيد و [ او ] با خرسندى و شادمانى هرچه بيشتر از نزد خزاعى بيرون آمد و جريان محبتهاى او را براى دوست خود ضرابى تعريف كرد .

--> ( 1 ) . به نظر مىرسد همانگونه كه مولف در صفحات بعد بيان نموده است ، يكى از دلايل اصلى امان دادن به لطيف خان و محبتهاى خزاعى به او كاستن از قدرت والى پشتكوه بوده است . ( ويراستار )