محمد رضا واليزاده معجزى

146

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

لطيف خان بيشتر از آنچه انتظار داشت مورد محبت خزاعى واقع شد . [ خزاعى ] سركردگى و امور طايفه بيرانوند را به او واگذار كرد و او را وعده پيشكارى داده و گفته بود كه قول مىدهم آن قدر به تو محبت كنم كه كشته شدن پدرت را به دست فراموشى سپارى ! [ پس از آن ] به لطيف خان هردفعه شغلى ارجاع مىشد خالصا مخلصا آن را به سامان مىرسانيد . مأموريت پشتكوه لطيف خان واقع امر آن است كه سردار سپه و عمالش نظر خوشى نسبت به والى پشتكوه نداشتند . زيرا خود او و اجدادش خدمتگزار سلسله قاجاريه بودند و سردار سپه كه مىخواست سلسله قاجاريه را منقرض سازد قلبا ميل نداشت اشخاصى كه به اين سلسله وفادارند شاغل شغل حساسى باشند ؛ ولى از طرفى راندن والى هم از پشتكوه كار پيش پا افتاده‌اى نبود و احتياج به تمهيد مقدماتى داشت . زيرا والى ريشه چهارصد سال رياست و واليگرى در لرستان داشت و علاوه بر آن تنها سواران پاركابى « 1 » والى قريب هيجده هزار نفر با ساز و برگ كافى بودند و بر خلاف ارتشهاى دوره قاجاريه كه به هيچ‌وجه ترتيب درستى نداشته‌اند ، ارتش والى از جنگنده‌ترين و منظمترين سپاهيان دوره قاجاريه بودند . بنابراين ، اين كار مقدماتى لازم داشت كه والى را به عصيان و شكستن پيمان خانوادگى داير به عدم مخالفت با دولت وادار نسازد . روى اين اصل لشكر خرم‌آباد ميل نداشت ايل مهم بيرانوند و خوانين جسور و شجاع آن در اختيار والى پشتكوه باشند و به هرنحو بود مىبايستى آن طايفه از آن‌جا به داخل پيشكوه رانده شوند كه اين قدرت عظيم از اختيار والى خارج شود . حسين آقا خان خزاعى براى اين كار مهم لطيف [ خان ] را احضار كرد و چند نوع مأموريت به او محول كرد كه در طى يك سفر به پشتكوه همه آنها را انجام دهد . اول آن‌كه مژده عفو عمومى را براى خوانين بيرانوند و ايل آنها برد و پيغام « 2 » دهد كه تخلفات گذشته آنان مشمول قانون عفو عمومى گرديده و از اين بابت فرمانده لشكر حق هيچ‌گونه مواخذه از احدى نخواهد داشت ، مشروط بر اينكه آنان مرتكب تخلفات جديدى نشوند .

--> ( 1 ) . سوار پاركابى در اصطلاحات جنگى لرستانيان معنى آن عده سوارانى را مىدهد كه موقع حركت والى به نقطه‌اى ، به محض نواخته شدن طبل در ظرف چند دقيقه حاضر مىشده‌اند و سوار غير پاركابى سوارانى بودند كه بعد از اعلام به طوايف حاضر مىشدند . ( 2 ) . اصل : مژده .