محمد رضا واليزاده معجزى

144

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

سرتيپ ابو الحسن خان پورزند از لشكر شمال غرب با فوج سپهبان از طريق كرمانشاهان به صيمره و كبيركوه حركت كرد كه عشاير را خلع سلاح سازد و ما شرح تماس او را با سران طوايف مهاجر كه از خاك پيشكوه به پشتكوه روى آورده بودند در صفحات آينده به نظر خوانندگان خواهيم رسانيد . فرمانده جديد لشكر ، يك ستون نظامى به فرماندهى ياور اسفنديار خان به طرهان فرستاد و سلطان عباس خان بديعى را به فرماندهى پادگان الشتر و نيز به عنوان حكومت نظامى سلسله دلفان تعيين نمود . ازجمله كارهاى خزاعى در اوايل ورود به لرستان حل اختلافات ملكى حسنوند و يوسفوند بود [ . . . ] خزاعى هياتى مركب از نمايندگان دولت به الشتر فرستاد و اين هيات به مدارك خريدارى حسنوندها مراجعه ، هركدام كه اصيل شناخته شده و صحتشان محرز بود عين پولى را كه خريدار پرداخته بود پس مىگرفتند و به خريدار رد مىكردند و ملك را به مالك اوليه بر مىگردانيدند . لطيف خان فرزند شيخ على خان بيرانوند مورد علاقه و توجه خزاعى واقع مىشود قبلا به استحضار رسانديم كه پادگان نظامى رنگرزان يكى از چهار پادگان خرم‌آباد ، رباط ، رنگرزان و بروجرد بود كه در مدت 38 روز كه طوايف بالاگريوه و بيرانوند و غيره لشكر غرب و سرتيپ شاهبختى را محاصره كرده بودند ، پايدارى و مقاومت كرده بودند . فرماندهى پادگان رنگرزان به عهده ياور ابراهيم خان ضرابى بود « 1 » و از بين خوانين بيرانوند كه از دهانه تنگ زاهد شير تا بروجرد را زير نظر داشتند ، لطيف خان مأموريت داشت كه با سواران و تفنگچيان خود هرطور شده اين پادگان را مجبور به تسليم و تحويل اسلحه خود سازد . گويا در جريان اين محاصره بوده كه اين دو مرد شجاع و غيور ( ياور ضرابى و لطيف خان ) كه هردو مردانگى همديگر را به محك امتحان آزموده بودند ، با همديگر روابط دوستانه پيدا كرده و سخت رفيق شدند و مرتبا بين اين دو دوست صميمى « 2 » رابطه برقرار بوده و با اينكه در پايان محاصره لطيف خان به

--> ( 1 ) . ياور ابراهيم خان ضرابى همان سرلشكر ضرابى است كه مدتى فرمانده لشكر لرستان شد . وى در سال 1304 كه رئيس پادگان رنگرزان بود با بسيارى از لرستانيان آشنا شد و به واسطه جوانمردى و درستكارى كه از صفات بارز وى بود ، سخت مورد علاقهء لرها واقع شد . مخصوصا جنبه نرمش و مداراى او با اهل لرستان مورد تحسين بود . ( 2 ) . اصل : صميم .