محمد رضا واليزاده معجزى
133
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
آرزوها و توقعات شيخ بالمره فروريخت و تكليفى جز زنهار خواستن و طلب عفو و بخشايش از شخص سردار سپه نداشت و با اينكه جاى عذرى باقى نگذاشته بود مع هذا تلگرافى مبنى بر پشيمانى و اظهار ندامت مخابره كرد و در نهايت خضوع و خشوع آماده تسليم گرديد « 1 » . رئيس الوزرا به او پاسخ داد كه در صورت تسليم قطعى و بدون قيد و شرط بر تو خواهم بخشود و حتى فرمان داد كه شيخ به اردوگاه نظامى رفته و تسليم خود را اعلام دارد . شيخ در جواب اين تلگراف آمادگى خود را براى تسليم قطعى اعلام داشت ؛ لكن از رفتن به اردوگاه نظامى خوددارى كرد . سردار سپه ناگزير از شيراز به سمت زيدان حركت كرد كه فرمان حمله بدهد و در همين اوقات ستونهاى نظامى لرستان از كيالان عبور كرده و به دزفول وارد شدند و شيوع اين خبر بر خوف و خشيت شيخ افزود و چون به هيچوجه نيروى استقامت و پايدارى در خود سراغ نداشت به اتفاق زنان و فرزندان خود در كشتى نشسته از اهواز به محمره پيش راند و ظاهرا قصد فرار به كويت يا عراق داشت ولى پسرش در اهواز بود و نتوانست اين تصميم را عملى سازد و در همين اوقات تلگرافى از رئيس الوزرا به او رسيد كه مجددا به اهواز مراجعت كند و منتظر او باشد . ورود سردار سپه به اهواز مصادف بود با نهم جمادى الاولى 1343 ه . ق . [ . . . ] . سردار سپه بعد از تسليم قطعى و پايان غائله خوزستان سه روز در اهواز اقامت كرد و در ظرف اين سه روز ، سپاهيان رامهرمز را نيز تصرف كرده و جنگ را به پايان بردند . روز يازدهم جمادى الاولى به سمت شوشتر حركت كرده روز دوازدهم آن ماه اعلان عفو عمومى داده و در سراسر منطقه خوزستان منتشر كردند . [ سپس ] از شوشتر به مسجد سليمان و از مسجد سليمان مجددا به اهواز رهسپار و از اين شهر به دزفول عزيمت و از آنجا به محمره رفتند و در همه اين سفرها شيخ عبد الكريم پسر خزعل نيز با او همراه بود . در پايان كارها سردار [ سپه ] مصمم شد كه به عراق رفته و اعتاب مقدسه آنجا را زيارت نمايد . بنابراين تعليمات لازمه را براى حال و مستقبل به حكمران نظامى داده و دستور داد كه وسايل حركت به بصره را فراهم سازند . كشتى به حركت [ در ] آمد ؛ خزعل هم با كشتى خود و همينطور تعداد بيشمارى قايق سردار [ سپه ] را تا بصره مشايعت و وى در بصره پياده شد در حالىكه چنان استقبال بىنظيرى از او شده بود كه براى كسى تا آن روز اتفاق نيفتاده [ بود ] .
--> ( 1 ) . من باب اجتناب از طول كلام از ذكر تلگرافهايى كه بين طرفين مبادله و مخابره شده خوددارى نمود .