محمد رضا واليزاده معجزى

117

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

بودند . ورود « 1 » امير احمدى به خرم‌آباد جان تازه‌اى در كالبد نظاميان دميد و جوش‌وخروش و فعاليت خود را از سر شروع كردند [ . . . ] . به موجب تقاضاى امير احمدى ، همايون سياح كه پيشكار دارايى لرستان و بروجرد بود ، بشير السلطان و فتح الله خان گودرزى را براى تنظيم امور مالياتى به لرستان فرستاد و خود او هم به خرم‌آباد آمده سر تحصيلدارانى براى وصول ماليات به تمام بخشهاى لرستان اعزام داشت . معين السلطنه مورد توجه [ واقع ] مىشود ميرزا رحيم خان معين السلطنه در قضيه محاصره شدن قواى نظامى لرستان كمال صميميت و دولتخواهى خود را نشان داده بود و الحق اگر او نمىبود شاهبختى خرم‌آباد را ترك كرده بود . امير احمدى براى تلافى خدمات و زحمات او در مدت محاصره اختيارات زياد به او داده و رتق‌وفتق امور شهر خرم‌آباد و جريان كار خوانين لرستان همه به دست او بود . روى هم رفته امير احمدى سر و صورت به كارهاى لرستان داد . والى پشتكوه چون تاكنون اشاره‌اى راجع به كار والى پشتكوه نكرده و درخصوص روابط او و دولت چيزى ننوشته‌ايم ، على هذا لازم آمد كه در پيرامون اين موضوع تا آن‌جا كه اطلاع در دست هست مطالبى بنويسيم . واقع امر اين است كه والى مرد كوچكى نبود كه كسى او را نشناسد و ميزان قدرت او را نداند . او بعد از فوت پدرش حسين قلى خان ابو قداره به واليگرى لرستان رسيد . چون مظفر الدينشاه به سلطنت رسيد تا مدتى حكومت وركوه يا پشتكوه هم به والى واگذار شد « 2 » و ماليات لرستان شرقى را هم او مىگرفت . در همين دوره است كه نظر على خان امير اشرف چند بار با او مخالفت ورزيده ، از دادن ماليات خوددارى مىكند و والى [ اموال ] او و قيطول او را به باد غارت مىدهد . والى و پدرش و اجدادش سوابق درخشانى در خدمت به ايران داشتند و مرز غربى ايران را آنها حفظ مىكردند . چون ما شرح واليان پشتكوه را در فصل مربوطه به رشته تحرير خواهيم كشيد ، لذا در اين‌جا به همين اختصار [ بسنده ] مىشود .

--> ( 1 ) . اصل : با ورود . ( 2 ) . اصل : برگذار .