محمد رضا واليزاده معجزى
10
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
پرشتاب ارزشها و ساختارهاى جامعه را ديده است و پيآمدهاى نيك و بد آن را چشيده . تأثير اين تجربهها از سويى و نيز پايگاه اجتماعى و تعلق او به جامعه سامانگراى شهرنشين از ديگر سو ، در بينش تاريخنگارى وى به روشنى نمود يافته است : " امنيت " يكى از پربسامدترين واژگان اثر اوست كه از تأثير عوامل يادشده حكايت دارد . در گفتمان وى امنيت جوهرهء ترقى و پيشرفت جامعه لرستان است و تنها به بركت وجود چنين كيميايى است كه لرها مىتوانند به سرحد تكامل دست پيدا كنند . برپادارندهء آن هركس باشد نيك و ستودنى و برهم زننده آن هركه باشد بد و نكوهيده است . ازاينرو در ارزيابى و داورى شخصيتهاى اثرش هم به اين معيار دست مىيازد گرچه در داورى نهايى دربارهء كسانى چون امير احمدى و ديگر چهرههاى خشن تاريخ لرستان به نقاط ضعف و نيز بىعدالتىهاى آنها اشاره مىنمايد . و برپايهء همين نگرش ضمن ستايش آزادمنشى و ويژگيهاى نيك جامعه عشايرى ، از سر دلسوزى و درد درون بر ناهنجاريهاى آن به تندى مىتازد . چنين تازشى را نبايد هيچگاه با معيارهاى اخلاقى و رقابتهاى قومى و طايفهاى تحليل و تفسير كرد . داوريهاى او دربارهء بيرانوندها نمونه كاملى از اين نگرش است : واليزاده معجزى و دودمان او نه تنها هيچ اختلاف تاريخى يا رقابت قومى ريشهدارى با بيرانوندها ندارند كه برعكس پيوندهاى سببى محكمى ميان خانوادهء وى و سران بيرانوند برقرار است . ولى باوجود اين همه دوستى و يگانگى ، به همسنگ تعريف و تمجيدهاى بيشمارى كه از رشادتها و سلحشوريهاى اين ايل كرده است ، در برابر پارهاى از رفتار آنها نسبت به مردم بروجرد و سيلاخور يا خلع سلاح نيروهاى ژاندارمرى نه تنها چشمپوشى نمىكند كه سخت برآشفته مىشود . در تاريخنگارى واليزاده معجزى به مصداق : " عيب مى جمله بگفتى هنرش نيز بگو " ، ضمن اشاره به همين مصراع كوشش شده تا حد ممكن رعايت بىطرفى بشود . به عنوان نمونه از داوريهاى او دربارهء نظر على خان امير اشرف مىتوان ياد كرد : نظر على خان يكى از قهرمانان اثر اوست كه نويسنده دلبستگى و ارادت خاصى به وى دارد و حضور پررنگ او در لرستان را به خوبى نمودار ساخته است ولى با اين همه در پارهاى موارد به سبب اشتباهاتش بىرحمانه بر او مىتازد و اين تنها در چارچوب نقد دلسوزانه و تعالىبخش واقعگرايانه قابل تحليل است تا غرضورزيهاى شخصى . بجز همنشينى با پيران پرتجربه ، معجزى همدمى ديگر دارد و آن دوست ديرآشناى فرهنگ و تاريخ لرستان يعنى " كتاب " است . او كتاب را دوست دارد و به هركس كه اهل آن باشد ، عشق