محمد رضا واليزاده معجزى

88

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

ضمنا شرحى به ايلدرم ميرزا نوشت كه او هم با افواج خود از آن طرف حركت كند تا از دو طرف بر طاغيان حمله نمايند ولى ايلدرم ميرزا چون در حركت تعجيل داشت ، لذا قبل از محمد رحيم خان قاجار با خصم مصادف گرديد و جنگ درپيوست . مقارن اين حال محمد رحيم خان هم با سواران بختيارى و پشتكوهى به كنار رودخانه صميره و پل گاوميشان رسيد و از رودخانه عبور كرد ( پل آن موقع هم شكسته بوده ) ايلدرم ميرزا به اتفاق قواى كمكى محمد رحيم خان به جبهه متحده عشاير حمله آورده شكست فاحشى به آنان وارد ساختند و جماعتى از آنها از در پوزش وارد شده ، به ايلدرم ميرزا و محمد رحيم خان متوسل گرديدند . ولى پسران نصير خان با طايفه سگوند اتفاق كرده كوچيدند و نيمى از آنها به‌سمت قيلاب و نيمى به پشتكوه روى نهادند و در بين راه دو قافله را زدند و چاپار دولتى را توقيف كردند . جلال الدين ميرزا پسر محمد تقى ميرزا نايب الحكومه بالا گريوه با سيصد نفر سوار و پياده در ( منگره ) دور آنها را گرفته ولى زور عشاير چربيده و كارى از پيش نبرد ياغيان مشغول تعرض به قراء دزفول شدند . اين اخبار در جايدر به احتشام الدوله رسيد و چون به وى ثابت شده بود كه همه اين جنجال‌ها را پسران نصير خان جودكى به جهت استخلاص پدرشان برپا مىدارند ، لذا وى را كه در حبس بود به قتل رسانيد « 1 » و ميرزا عبد الغنى را با فوج بيرانوند بر سر قسمتى از طايفه سگوند كه در پشتكوه اقامت داشتند ، فرستاد و محمد رحيم خان قاجار را با دويست سوار معجلا به قيلاب مأمور كرد كه به يارى جلال الدين ميرزا كه در تنگناى فشار عشاير قرار گرفته بود ، برود ولى جلال الدين ميرزا نتوانست خود را تا ورود نيروى كمكى نگهدارد و اضطرارا گريخته ، به اردوى محمد رحيم خان پيوست . محمد رحيم خان با سواران بختيارى در قيلاب به طوايف سگوند رسيده ، آنها را شكست داد و خود با اردويش به دامنه كوه كشيدند . در همين موقع خود خانلر ميرزا احتشام الدوله به قيلاب وارد گرديد در اين محل باران و طوفان سختى برپا شد و خسارات بسيار به اردوى والى لرستان و خوزستان ، احتشام الدوله وارد گرديد و ناچار از آنجا به محل ديگر كوچ كرده ، جمعيت ديركوند و سگوند و عبد اللّه خان را با فوج سيلاخور به اتفاق جواد خان سرهنگ به يارى ميرزا عبد الغنى خان به دزفول فرستاد و خود در قيلاب ماند . در اين مكان بود كه فرستادگان ناصر الدين شاه فرمان و لقب « احتشام الدوله » را مع

--> « حسينقلى خان ايلخان بختيارى » و پدر خان‌هاى مشهور بختيارى است . همچنين جعفر قلى نيز پسر اسد خان شيركش است كه مدتى در ركاب دولتشاه بود . جعفر قلى به « جعفر قلى بهداروند » يا « جعفر قلى شرابى » نيز مشهور است . ] ( 1 ) . در پايان اين فصل موضوع اعدام نصير خان جودكى و علل آن را برطبق روايات محلى جداگانه خواهيم نوشت .