محمد رضا واليزاده معجزى

798

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

دست داده و در رديف كشورهاى عقب‌افتاده قرار گرفت و همسايگان كه مملكت را بلاصاحب ديدند هركدام قسمتى از آن را جدا كرده پلاك خود را بر آن نصب كردند . اندوخته‌هاى نادرى و جواهراتى كه چشم دنيا را خيره ساخته بود صرف عياشى و مسافرتهاى دور و دراز از فرنگستان گرديد و كار فضاحت به جايى رسيد كه پسرك كثيفى به نام مليجك كه از سراپاى وجودش نكبت مىريخت و آب دهان و بينى خود را نمىتوانست جمع كند به امر شاه ، دربارى مستقل داشت و بله قربان گويانى دائما دست به سينه منتظر فرمان او بودند . واقع امر اين‌كه ايران آلت بىاراده‌اى بود در دست اجانب و فقط نامى از آن باقى مانده بود . ناصر الدين شاه نيم قرن تمام سلطنت خود را بر ملت نجيب و ساكت و صامت ايران تحميل كرد و موقعى كه گلوله ميرزا رضا كرمانى در زير گنبد حضرت عبد العظيم طنين انداخت و به زندگى او خاتمه داد ، ديگر از آن ايران نيرومند و مالك گنجينه‌هاى جواهر هندوستان بيش از رمقى باقى نمانده بود و در معنى و نفس‌الامر تعلق به دولتهاى نيرومند روسيه و انگلستان داشت و از استقلال آن تنها نامى باقى مانده بود . ماجراى صدمات و خسارات وارده به ايران در اين نيم قرن احتياج به تأليف كتابى جداگانه دارد و در اين مقاله نمىگنجد . بلى ناصر الدين شاه از ميرزا تقى خان اميركبير ايرانى آباد تحويل گرفت و هنگام مرگ ايرانى خراب و تحت الحمايه از خود ميراث گذاشت . او بعد از پنجاه سال عياشى و خراب‌كارى مملكتى وامانده و ورشكسته به پسرش مظفر الدين ميرزا واگذاشت و رفت ( 1313 ه ق . ) . مظفر الدين ميرزا هم هنگام مرگ پدر در تبريز بود و در انتظار رسيدن به سلطنت موى سر و صورتش سفيد شده بود و مزاجى عليل و اعصابى خسته داشت و موقعى كه با اطرافيان خود به تهران رسيد و مشاهده كرد كه پدر تاجدارش كمچه را به ته ديگ زده و براى او و افراد گرسنه‌اى كه به اميد زراندوزى با او از تبريز به تهران آمده بودند چيزى باقى نگذاشته ، آه از نهادش برآمد و براى تأمين بعضى مخارج دست به كار فضاحت‌آميزى زدند كه بيشتر حيثيت ايران را در انظار برد . شاه جديد دستور داد اشياء تجملى و صندليهاى طلاكارى دربار را در بازار به حراج گذاشتند و تابلوهاى قيمتى را به بهاى ارزان فروختند و سمسارهاى تهران را از اين راه به سود فراوان رسانيدند و دربار ايران را در انظار رسوا كردند . ظاهرا در طول 11 سال سلطنت اين پادشاه بيمار جز دو سه فقره تجاوزات ارضى كه چندان واجد اهميت نبود چيزى از خاك ايران كم نشد ولى در مقابل هرچه بخواهيد اين شاه در پول