محمد رضا واليزاده معجزى
795
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
ننگين تركمانچاى و مرگ زودرس عباس ميرزا وليعهد و سردار رشيد ايران همه مربوط به زمان اين پادشاه عياش و شهوتران است . وى آنقدر در كمك به عباس ميرزا تعلل كرد كه او جنگ را باخت . گاهى عباس ميرزا براى گرفتن پول از اين پادشاه متوسل به حيله و نيرنگ مىشد و غير از اين هم چارهاى نداشت . اگر بخت با ملت ايران يارى مىكرد و عباس ميرزا نايب السلطنه يا برادرش محمد على ميرزا دولتشاه زنده مىماندند و به پادشاهى مىرسيدند مسلما دوران ترقى و سعادت ايران تجديد مىگرديد . زيرا اين دو بر خلاف پدرشان هردو دانا و رشيد و شجاع و آشنا به اوضاع دنيا بودند و اگر به پادشاهى مىرسيدند موجبات ترقى و سعادت ايران را فراهم مىآوردند . بالاخره فتحعلى شاه در سفر اصفهان فوت كرد ( 1250 ه ق . ) و بعد از او محمد ميرزا با فعاليت ميرزا ابو القاسم خان قائم مقام به سلطنت رسيد و صدارت را به قائم مقام داد و آن وزير دانشمند هنوز سر و صورتى به اوضاع كشور نداده بود كه سعايت دشمنان كار خود را كرد و محمد شاه باوجود سوگندى كه ياد كرده بود كه قصد جان قائم مقام را نكند او را غافلگير كرد و عدهاى از غلامان بر سر او ريخته خفهاش كردند و اين اولين لطمهاى بود كه از ناحيه اين پادشاه عهدشكن به ايران وارد شد . با كشتن يك صدراعظم مدبر و سياستمدار و خدمتگزار ايران را از ترقى باز داشت . بعد از قتل قائم مقام حاج ميرزا عباس ايروانى معروف به آغاسى را صدراعظم ايران كرد . محمد شاه در همان اوايل سلطنت به نقرس شديد مبتلا و مزاجش عليل شد و زمام امور به دست حاج ميرزا آغاسى افتاد و دربار ايران محل اجتماع همشهريهاى صدراعظم شد . دوازده سال از عمر مملكت ، به صوفيگرى و درويش بازى به بطالت گذشت . در اين مدت بالنسبه طولانى حاجى همه اوقات خود را صرف حفر قنوات و تهيه باروت كرد . يك نفر از شعرا به اين مناسبت گفته است : نگذاشت به ملك شاه حاجى درمى * شد خرج قنات و توپ هر بيش و كمى نه مزرع دوست را از آن آب نمى * نه خايه خصم از آن توپ تهمى بالاخره در نتيجه بيمارى شاه و افتادن اختيار كارها به دست حاجى ، ايران روزبهروز سير قهقرايى كرد و كمكم از اعداد كشورهاى مهم دنيا خارج شد و كشورهاى اروپايى كه پا به دايره ترقى و صنعت گذاشته بودند ، در سايهء مراعات دانشمندان و حسن اداره سياستمداران مشعلدار تمدن شدند و مشغول مداخله در امور ايران گرديدند .