محمد رضا واليزاده معجزى
773
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
ويلسن در خانه ديوان بيگى مرتبا با سران طوايف و خوانين در تماس بود و راجع به اكتشافات معادن نفت و كشيدن راهآهن با آنها مذاكره مىكرد و مزاياى راهآهن را كه متضمن توسعه تجارت و استفاده مالكين و كشاورزان مىباشد براى آنها تشريح مىنمود . بعد از چند روز مشاراليه بهسمت سيلاخور و بروجرد حركت كرد تا با على مردان خان بيرانوند رئيس ايل بيرانوند در اين باب مذاكره و صحبت بكند و نظر موافق او را نيز جلب نمايد . على مردان خان چند روز از او پذيرايى كرد و ويلسن موقع مراجعت به خرمآباد مبلغ متنابهى پول به على مردان خان داد ولى او كه در اين قبيل مواقع عزت نفس فوق العاده از خود نشان مىداد آن وجه كلان را به ويلسن رد كرد و گفت : « شما چند روز مهمان من و نواده عبد اللّه بيك بودهايد چگونه و به چه نام من مىتوانم اين وجه را قبول كنم » . ويلسن بعد از ملاقات با على مردان خان بيرانوند و جلب موافقت وى از بروجرد به خرمآباد مراجعت نمود و مجددا دنباله اقدامات و مذاكرات خود را گرفت و هم در قسمت اكتشاف ذخاير زيرزمينى نفت و هم در خصوص كشيدن راهآهن فعاليت مىكرد . ملاقات ويلسن با غلامرضا خان امير جنگ والى پشتكوه در نوشتههاى ويلسن كه مرحوم محمود آنها را در كتاب روابط ايران و انگليس نقل كرده چيزى حاكى از رفتن او به پشتكوه و ملاقات با والى ديده نشد و شايد در اصل كتاب ويلسن باشد ولى براى نگارنده قطعى و مسلم است كه ويلسن دو نوبت به فاصله دو سال با والى ملاقات كرده زيرا عدهاى از اشخاصى كه با مشاراليه نزد والى رفتهاند هماكنون در قيد حيات مىباشند و جريان اين ملاقات را براى نگارنده تعريف كردهاند و به ويژه تيمور خان كه از خوانين بيرانوند بودند براى نگارنده نقل كردند كه در سفرى كه ويلسن از عمله والى به خانه مزبان خان سگوند نمود ، من از جمله همراهان او بودهام و بعد از مراجعت يك تفنگ پران به من انعام داد . آن تفنگ به قدرى زيبا بود كه والى بعضى را وادار ساخت آن تفنگ را از او ابتياع كرده و به والى دادند . با اين شواهد و دلايل قويتر داير به مسافرت يك نفر از فاميل خودمان در همان اوان به پشتكوه براى نگارنده جاى ترديد نيست كه ويلسن نزد والى هم رفته [ است ] . تنها ترديدى كه حاصل است اين است كه وى قبل از ملاقات نظر على خان به پشتكوه نزد والى رفته يا بعد از ملاقات نظر على خان ؟ در هر صورت بعد از مدتى كه مشاراليه در خرمآباد بود ، ظاهرا بعد از غارت قافله لينچ « 1 » از
--> ( 1 ) . موضوع قافله لينچ را در پايان اين فصل ملاحظه فرمايند .