محمد رضا واليزاده معجزى

772

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

بود كه ويلسن به سه نفر از كدخدايان قلاوند و ميرهاى بهاروند ( يا ديركوند ) [ داده بود ] كار به جنگ و منازعه منتهى شد و در نتيجه تيراندازى عده‌اى در اين ميان تلف شدند و آخر الامر با شرايطى فىمابين طرفين صلح برقرار شد . به احتمال قوى مير عباس و مير رستم خان رؤسا طوايف مير و بهاروند بعد از اين اصلاح با ويلسن همراه شده و با او به [ سوى ] خرم‌آباد رفته‌اند . منازل بعدى فىمابين ، تا شهر خرم‌آباد بدون جنگ و حادثه گذشت . ويلسن و همراهانش شب را به خانه توشمال شيرمحمد كرد عليوند وارد شدند و مشاراليه نهايت احترام و پذيرايى را از او كرد . در اين موقع حكومت شهر خرم‌آباد با حبيب اللّه خان ديوان بيگى والىزاده « 1 » بود . مشاراليه به اتفاق برادرش سيف اللّه خان والىزاده و خواهرزاده‌اش سردار خان والىزاده و عموزاده‌اش سيد والى خان و جمعى از محترمين و تجار و بزرگان شهر خرم‌آباد من‌جمله ميرزا رحيم معين السلطنه و با عده‌اى از سواران و نوكران خود تا خانه شير محمد كرد عليوند به استقبال ويلسن رفتند و شب را در خانه شير محمد كرد عليوند بودند و فردا به سوى خرم‌آباد حركت كردند . در اين موقع خوانين بيرانوند در پيرامون خرم‌آباد بودند و جمعى از آنها من‌جمله محمد على خان برادر على مردان خان بيرانوند و ولى اللّه خان و تقى خان و نصير خان با نوكران و همراهان خود تا سنگ‌نوشته كه در فاصله دو كيلومترى شهر قرار دارد به پيشواز ويلسن رفتند . ديوان بيگى با متعلقين خود و محترمين شهر و خوانين بيرانوند ، ويلسن و ميرزا نبى و ميرزا داد و منشيان او [ را ] با نهايت اعزاز و احترام به خرم‌آباد وارد كردند و در تمام مدتى كه ويلسن در شهر خرم‌آباد بود ديوان بيگى در خانه مجلل خود از او پذيرايى نمود . ويلسن در كتاب خود از خانه باشكوه و باغ بزرگ و پاكيزه و آب جارى و حوضهاى سنگى بسيار زيباى او كه هر روز در كنار آنها چاى مىنوشيده و با ميزبانش در پيرامون سياست ايران با همديگر سخن مىگفته‌اند و از بدى تجارت و ناامنى لرستان و خرابى اوضاع كشور و طرز حكومت شيخ خزعل مطالبى اظهار مىداشته‌اند ، سخن به ميان آورده و در دنباله اين مطالب مىنويسد : « من و ديوان بيگى راجع به مجلس شوراى ملى و عدم تاثير آن باهمديگر گفتگو كرديم » .

--> ( 1 ) . مرحوم ديوان بيگى از دودمان والىزاده خرم‌آباد و پسر محمد صالح خان و نوه حاج اصلان و نواده عبد اللّه بيگ و مردى نيك نفس و نظر بلند بوده و به مناسبت اين‌كه از طرف حكام لرستان مرجع رسيدگى به شكايات و حل اختلافات مردم بوده او را ملقب به ديوان بيگى نموده‌اند . همان‌طور كه در فصول بعد به نظر خوانندگان رسيد وى مقارن با ورود قواى بيگانه در جنگ بين‌الملل اول به ايران به دستور نظام السلطنه ما فى ( رضا قلى خان ) كه در حكومت سال‌هاى قبل لرستان با وى اختلاف پيدا كرده بود كشته شد .