محمد رضا واليزاده معجزى
749
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
شهر را تا حدودى اميدوار ساخت . ولى اين رجاء خيلى زودتر از آنچه انتظار مىرفت مبدل به يأس گرديد . زيرا در موقعى كه شاهزاده براى بازديد و وصول ماليات به اليشتر مىرفت ، در بين راه اشرار و يغماگران يك قسمت از اردو و اموال حضرت و الا را غارت كردند و به او ثابت كردند كه وى مرد اين ميدان نيست و بهتر همان است كه به شهر بروجرد قناعت كند . عضد السلطان گرچه در مأموريت لرستان ابراز لياقتى نكرد و به همه ثابت نمود كه دوران سلطنت قاجاريه رو به زوال است و اين لاشه محتضر را با هيچ نوشدارويى نمىتوان حيات تازه بخشيد ولى در مقابل هرچه بخواهى احكام او « شاه دستورى » بود و بلكه احمد شاه چنان فرمانهاى مطنطن و سلطنتمآبى صادر نمىكرد . بارى نه عضد السلطان و نه حكام بعد از او هيچ كدام نتوانستند به لرستان مسلط شوند و اين منطقه عملا از خاك ايران جدا شده بود و در همين موقع بود كه انگليسها هم به قصد جدا ساختن حوزه امتياز نفت خوزستان از كشور ايران - كه همه خاك لرستان را هم دربر داشت - شيخ خزعل را تقويت مىكردند ولى طولى نكشيد كه . . . خط بطلان بر روى نقشههاى طراحان سياست كشيد [ ه شد ] و لرستان هم مانند ساير نقاط كشور مطيع محض دولت مركزى گرديد و به يك دوران طولانى هرجومرج و ناامنى كه با كمى اختلاف گاهى شديدتر و گاهى خفيفتر از اولين قيام سالار الدوله ( سال 1325 ه ق . ) شروع شده و از سال 1333 ه ق . يعنى هشت سال بعد تا سال 1342 ه ق . به نهايت شدت رسيده بود خاتمه داده شد . « 1 » ما در طى فصول اين كتاب وقايع تاريخى لرستان را تا سال 1333 ه ق . كه نظام السلطنه حكومت لرستان را رها ساخت و به ميدان روسهاى اشغالگر شتافت به رشته تحرير كشيديم و اينك به شرح وقايع اين هفت سال كه تاريكترين سالهاى زندگى لرستانيان و بالاخره منجر به كودتاى 1299 و انقراض سلطنت قاجاريان مىباشد مىپردازيم . دورنماى لرستان از سال 1333 ه ق . به بعد هرگاه در آن زمان وسايلى براى ضبط حوادث و عكسبردارى از صحنهها و جماعات در دسترس مىبود و ما مىتوانستيم امروز آن را تماشا كنيم سازمان اجتماعى و سياسى لرستان را به اين نحو مشاهده مىكرديم :
--> ( 1 ) . هرجومرج لرستان به چند دوره تقسيم مىشود : از 1325 ه ق . تا 1333 ه - ق و از اين سال تا سال 1339 ه ق و از كودتاى 1299 تا 1302 ه ش .