محمد رضا واليزاده معجزى

703

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

كه در هر موقع ملت و دولت ايران از دولت امپراطورى روسيه ديده بود و وحشت زيادى كه عامه از تجاوزات دولت روسيه تزارى داشتند ، مخالف عمليات روسيه بوده و هيچ‌گونه اعتبارى و اعتمادى به اظهارات مأمورين روسيه نداشتند . اگر حقيقتا بىطرفى ايران محترم شمرده مىشد مهاجرتى پيش نمىآمد . ولى تجاوز قشون روس مخصوصا حركت به سوى پايتخت و رسيدن آنها به كرج ، هفت فرسخى تهران ، اميد هرگونه موافقتى را از بين برد و آزادىخواهان و وطن‌پرستان چون قادر به دفاع از حق خود نبودند چاره را در مهاجرت ديدند تا به اين وسيله اعتراض به اعمال خلاف قانون روس بنمايند . به نظر من ( يعنى آقاى اردلان ) نهضت آن موقع و مهاجرت يك عده از نمايندگان مجلس و طبقات مختلفه ، كه اسامى آنها آنچه در خاطرم دارم ذيلا درج مىشود ، يكى از بزرگترين نهضتهايى بود كه اين اواخر در ايران ديده شده بود و همين اقدام وطن‌پرستانه باعث تغييرات عمده در آينده گرديد و اگر سر تسليم فرود آورده بوديم موضوع منطقه نفوذ تجديد و تدريجا عملى مىگرديد و طورى افكار و عقيده را خفه مىكردند كه بعد از انقلاب روسيه هم ما نتوانيم نفس آزادى بكشيم و اگر با رضايت خاطر قرار مىگذاشتيم و اجازه دخالت مسلحانه آنها را به خاك وطن خود مىداديم ديگر خلاصى از دست اجانب مقدور نبود . چنان‌كه هرچه را در پيش قرار داده بوديم بعد از انقلاب هم نتوانستيم به آن نقاط دخالتى بكنيم بنابراين با قضاوت وطن‌پرستانه و بىطرفانه موضوع مهاجرت را بايستى تصديق و تقديس نمود . « 1 »

--> ( 1 ) . با اينكه حاج عز الممالك در يادداشت‌هاى خود موضوع مهاجرت را براى ايران امرى مفيد و مقدس دانسته‌اند و قطعا صدها نفر رجال روشن‌بين و چكيده سياست آن زمان كه در مسأله مهاجرت شركت داشته‌اند با آقاى اردلان هم‌عقيده مىباشند ، از آن طرف هم مشاهده مىكنم مستوفى الممالك سياستمدار كهنه‌كار ايران و رئيس الوزراى وقت كه خود از موجدين فكر مهاجرت به اصفهان و تغيير پايتخت بوده است بعد از ورود مهاجرين به كاشان ارباب كيخسرو و عدل الملك و ميرزا قاسم خان را نزد سليمان ميرزا وحيد الملك فرستاده پيغام مىدهند كه اگر پيشنهاد و قرارداد او را با وزراى مختار انگليس و روس قبول نكنند و وكلا امضا ننمايد و در ظرف مدت سه روز خبر قبولى آن را نشنوند از مقام خود مستعفى خواهند شد . آقاى اعظام قدسى از قول نواب يزدى نوشته‌اند چون مواد قراردادنامه محرمانه بود ، درست مستحضر نشده‌اند و آنچه به دست ايشان آمده اين است : 1 . دولتين روس و انگليس هفتاد كرور قرض ايران را مىبخشند . 2 . در مدت جنگ الى يك ماه بعد از جنگ ماهى سه كرور به دولت ايران براى مخارج مىدهند . 3 . تدارك و لوازم پنجاه‌هزار قشون را بدهند . 4 . برحسب ميل دولت ايران تجديدنظر در مورد معاهده تركمانچاى بكنند . 5 . بحرين را به دولت ايران بدهند . 6 . حتى اجازه كشتيرانى در بحر خزر و عمان مىدهند . 7 . قشونى كه در ايران هست تحت فرماندهى پادشاه ايران باشد . 8 . لغو كردن معاهده 1907 مسيحى ، به شرط اينكه دولت ايران مانع از ورود قشون عثمانى و آلمانى به ايران شود . 9 . چهار فروند كشتى تجارتى و دوازده كشتى جنگى با تمام لوازماتش دولت انگليس به دولت ايران مجانا بدهد . 10 . معاهداتى كه دولتين با رؤساى ايلات بسته‌اند لغو كنند . 11 . پنجاه‌هزار قشون روس در ايران تحت فرماندهى شاه باشد