محمد رضا واليزاده معجزى

698

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

دوم « 1 » لرستان » محسوب مىشود ، رفته و با كمك مهر على خان امير منظم كه از نزديكان و معتمدين او بود به جمع‌آورى قوا از ميان طوايف حسنوند و يوسفوند و كوليوند و كرم على خان و فلك الدين و منطقه خاوه اشتغال داشت . حاج ميرزا يحيى دولت‌آبادى كه خطمشى سياستش با نظام السلطنه تفاوت نداشته مىنويسد : « دفاع ملى در بروجرد و لرستان در تحت قدرت و دايره مدار اقدامات نظام السلطنه بود . پس من كه ظاهرا براى تهيج ملت به تهيه قوه ملى ديدن ، به بروجرد رفته بودم بواسطه اين اوضاع و بىاعتمادى كه به عمليات نظام السلطنه داشتم به حال يأس افتادم ولى به ناچارى دو سه هفته انتظار ورود نظام السلطنه و ديدن نتيجه اقدامات او را كشيدم و هرچه توانستم كتبا او را ترغيب و تحريض به تعجيل نمودن در عمليات كردم . نظام السلطنه دو پسر تحصيل‌كرده دارد كه در ايام اقامت من در سويس آن‌جا تحصيل مىنمودند و با من رابطه داشتند . در اين وقت كه نظام السلطنه با صاحب‌منصبان سوئدى كه ژاندارمرى را اداره مىكنند و صاحب‌منصبان آلمانى كه به‌طور فوق العاده به ايران آمده‌اند ، براى مساعدت نمودن به اين جنگ مراوده و مخالطه مىنمايد ، وجود دو فرزند تحصيل‌كرده براى او نعمت بزرگ شمرده مىشود » . دولت‌آبادى مطالب ديگرى راجع به ميادين جنگ و تصرف شهرها مىنويسد كه چون مربوط به حوزه لرستان و بروجرد نيست و نيز موجب طول كلام مىشود از آن مىگذريم تا مىرسيم به اين موضوع كه مىنويسد : « در آن‌وقت كه قشون روس به جانب ملاير مىآمد و احتمال مىرفت قسمتى از آنها به بروجرد بيايد موجب اضطراب شد ، به‌طورى كه [ هم ] اشخاص خطرناك مصمم حركت از آن‌جا شدند و هم اداره ژاندارمرى و صاحب‌منصبان آلمانى در شرف ترك نمودن بروجرد بودند . ولى طولى نكشيد كه بواسطه حكم كنت كانيتز كه از بروجرد به ماژر دوماره داد كه ملاير را تخليه ننمايد و بواسطه رسيدن قوه بختيارى كه در تحت رياست يد اللّه خان بختيارى بود ، ملاير نگاهدارى شد [ و ] خاطر مردم بروجرد تا يك اندازه آسوده گشت » . از اين‌جا به بعد دولت‌آبادى راجع به تسلط روسها بر قسمتهايى از ايران و قطع روابط نقاط اشغال شده با مركز و سقوط دولت

--> ( 1 ) . اين [ منظور دولت‌آبادى اين است كه بعد از خرم‌آباد ، اليشتر شهردوم لرستان است . خوانندگان محترم در نظر دارند كه در زمان از شهر بروجرد ( به دليل حاكم‌نشين بودن و . . . ) به صورت مستقل ياد مىشود و دولت‌آبادى در كتاب ياد شده مكررا عبارت « بروجرد و لرستان » را به كار برده است . ويراستار . ]