محمد رضا واليزاده معجزى
677
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
شالش بيرون كشيده روح اللّه خان با چالاكى فرار كرد و كل على خان با همان اسلحه به رستم نزديك شد و گفت : اجازه مىدهيد او را بزنم . رستم خان گفت : بزن . كل على خان تيرى شليك كرد كه به پنجه ديوان بيگى اصابت كرد . تيرهاى بعدى را به نقاط حساستر شليك [ كرده و ] او را كشتند و در همانجا انداختند و شبانه به اتفاق برادران خود به خانه كدخدا بارانى بهاروند ، پدرزن خود ، رفته چند شبانهروز در آنجا توقف و بعد به خانه حاج على سگوند واقع در آبادى سگوندها رفتند و پس از چند روز به هر ترتيب شده به بروجرد وارد و خود را به نظام السلطنه رسانيدند . از اين طرف بعد از اينكه اهل چگنى فهميدند رستم خان ، ديوان بيگى را به قتل رسانيد طبق عادت عشاير به خانههاى آنها ريخته اموالشان را غارت كردند و آنها را متوارى ساختند . « 1 » اين قضيه در سال 1233 قمرى اتفاق افتاد ( مطابق 1294 شمسى ) . آگاه شدن نظام السلطنه از كشته شدن ديوان بيگى چنانكه نوشتيم رستم خان و برادرانش به هر ترتيبى بود خود را به بروجرد رسانيده پيش نظام السلطنه رفتند و جريان قتل ديوان بيگى را به او گزارش دادند . نظام السلطنه گفت با همه تأكيداتى كه در مورد زنده آوردن او به بروجرد كردم چرا دستور مرا كار نبستهايد ؟ ! رستم خان گفت : قربان اين عمل كار مشكلى بود . زيرا خوانين بيرانوند كه خواهرزادگان ديوان بيگى بوده و نسبت به من و برادرانم بىنهايت دشمن مىباشند با قيطول و طايفه همهجا در سر راه ما قرار داشتند و اگر از راه غيرمتعارف يا كوه به كوه مىآمديم ، صرفنظر از اينكه هيچ اسب و استرى نمىتواند از راه كوهستانى عبور كند ، باز هم در هر نقطه بيرانوندها در سر راه ما بودند و نمىگذاشتند ما ديوان بيگى را به مقصد برسانيم و زحمت اين مدت من و برادرانم به هدر مىرفت . علاوهبراين ما هر اندازه تلاش كرديم كه او را روى قاطر بنشانيم خود را به زمين پرت مىكرد و چنان استنباط كرديم كه او مردن را به آمدن بروجرد ترجيح مىدهد و عاقبتالامر همه
--> ( 1 ) . در زمانهاى سابق عشاير لرستان را عادت بر اين بود كه هركس مرتكب قتل نفس مىشد فورا سكونت [ اهالى ] آبادىها [ ى نزديك غارت و ] همدست شده نه تنها خانه شخص قاتل بلكه [ خانههاى ] همه اهل آن آبادى را كه قاتل [ در آن ] داشت اموالشان را تاراج مىنمودند و اين اولين تنبيهى بود كه از قاتل مىكردند . حتما در شهر خرمآباد هم اين قاعده جارى بود . تا اين سالهاى اخير اين عادت در ميان عشاير وجود داشت و بعيد نيست حالا هم باشد .