محمد رضا واليزاده معجزى

672

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

فرارى بودند ، به آبادى توشمالان طهماسب وارد شدند . بعضى از رؤساى اين تيره ( ملك احمد خان و محمد قلى خان و غيره ) در شهر بروجرد جز سواران پاركابى نظام السلطنه بودند و ظاهرا نظام السلطنه مسأله كشتن يا زنده به بروجرد در بردن ديوان بيگى را به آن چند نفرشان كه در بروجرد بودند ، تكليف كرده بود و آنها اين مأموريت را با معاذيرى از خود رد كرده بودند . به‌هرحال توشمالان طهماسب در كمال احترام مدتى از آنها پذيرايى كرده بودند و رستم خان هم همه روزه پيش ديوان بيگى مىرفت . از آن طرف رستم خان طولابى سلطان سابق دسته طولابى در فوج امرائى كه ابا عن جد در فوج مزبور خدمت مىكردند ، بعد از اين‌كه اساس سلطنت قاجاريه به سستى گراييد و افواج محلى يكى بعد از ديگرى متلاشى شد ، رستم خان به اتفاق دو نفر برادرش در دستگاه حكام لرستان خدمت مىكردند و تقريبا نوكر رسمى دولت محسوب مىشدند كه ما در فصلى در اين تاريخ سوابق خدمتى آنها را بازگفته‌ايم . آنها غير از مراجعات حكام گاهى با ديوان بيگى كه املاك خالصه و يا ماليات محلى را اجاره مىكرد ، نيز كار مىكردند و ديوان بيگى كمك‌هايى به آنان مىنمود و تماس اين چند برادر با ديوان بيگى چون از دوران جوانى آنها شروع شده بود و سال‌ها سابقه داشت ، لذا ديوان بيگى آنها را فرزند خود خطاب مىكرد و مخصوصا رستم خان را خيلى دوست مىداشت . خوانين طولابى بعد از ورود نظام السلطنه نظر به سوابقى كه با عمويش سعد الملك و عموى ديگرش حسين‌قلى خان نظام السلطنه بزرگ داشتند و نيز به واسطه اين‌كه خاندان نظام ما فى اصلا اهل لرستان و تيره‌اى از طوايف بخش چگينى بوده‌اند ، لذا با علاقه زايد الوصفى به انجام خدمات مرجوعه او مشغول شدند . در مأموريت دوم ، نظام السلطنه شرحى به رستم خان نوشت و او و برادرانش را به بروجرد نزد خود فراخواند و در همان‌جا مأموريت‌هايى به اين طرف و آن طرف به آنها رجوع مىكرد و بيش از حد متعارف اين سه برادر و مرحوم مير شيخ على خان را نوازش مىكرد و غرضش جلب عواطف و تسخير عقول آنان و تحميل مأموريت خطرناك خود بود . بعد از رسيدن خوانين لرستان و ترتيب كارها چون نظام السلطنه از روح انضباط و تسليم بلا اراده اين دو نفر ( مير شيخ على خان ، رستم خان ) اطمينان حاصل كرده بود ، راز خود را با آنان در ميان گذاشت . مرحوم مير شيخ على خان چنان‌كه شرح داديم ، از نظام السلطنه تقاضا كرد كه وى را از كشتن ديوان بيگى معاف دارد ولى او براى قتل آقا ربيعا حاضر و آماده بود . نظام السلطنه كه از صميميت ديوان بيگى با خوانين طولابى آگاه بود ، درصدد برآمد كه از