محمد رضا واليزاده معجزى
673
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
اطمينان و اعتمادى كه ديوان بيگى به رستم خان و برادرانش داشت ، استفاده كند و چون بهطورى كه گفتيم ، آنها تقريبا نوكران رسمى دولت محسوب مىشدند و قدرت نداشتند ، لذا نظام السلطنه بدون اندك ترديد به رستم خان گفت : " شما مأموريت داريد ديوان بيگى را زنده به من تحويل دهيد و اگر موفق به توقيف و اعزام بىسروصداى او به بروجرد نشديد او را مقتول سازيد " . رستم خان با اينكه قلبا ميل نداشت مرتكب اين كار شود ، در سر يك دوراهى قرار گرفت . او يا بايد بر خلاف ميل باطنى خود و بدون هيچ سابقه كدورتى ديوان بيگى را بكشد و يا مغضوب درگاه نظام السلطنه بشود و نان دودمانش قطع گردد و چه بسا به خطرات جانى هم گرفتار بشود . ولى چه بايد كرد غير از اطاعت چارهاى نداشت . موقعى كه نظام السلطنه به وسيلهء جاسوسان خود شنيد ديوان بيگى هنوز در قراء نزديك به شهر خرمآباد توقف دارد و به خانهء امير اشرف نرفته ، رستم خان و برادرانش را معجلا به خرمآباد فرستاد و تأكيد كرد كه هرچه زودتر بايستى كار ديوان بيگى را تمام و اين مأموريت را پاك و پاكيزه انجام داده ، منتظر نتايج و ثمرات اين خدمت بزرگ باشد . اين بود كه رستم خان و برادرانش سريعا به لرستان مراجعت و درصدد افتادند كه به هر نحو شده ديوان بيگى را به خانهء خود بياورند . دعوت به صرف گلوله موقعى كه ديوان بيگى و اتباعش به اتفاق معين السلطنه و آقا جواد شجاع از طريق " كاوه كالى " عازم كوهدشت بودهاند ، قيطولىها و طولابيها و تيرههاى ديگر در طول جاده خرمآباد به كوهدشت اقامت داشتهاند . ظاهرا يك شب طولابيها از همه مسافرين دعوت مىكنند ولى معين السلطنه كه مرد دانايى بوده از نظر انتساب رستم خان و برادرانش به دستگاه نظام السلطنه اين دعوت را نمىپذيرد و با همراهان خود در « 1 » خانه محمد كاظم كه در همان آبادى رستم بوده به سر مىبرد و ديوان بيگى به منزل رستم خان مىرود و فردا صبح كه سراغ ديوان بيگى مىآيند از رفتن با آنها امتناع مىكند . ولى روح اللّه خان پسر مرحوم ديوان بيگى كه با پدرش همراه بوده مىگويد : در دو نقطه كاوه كالى و مله شبانان جلو [ ى ] ما را گرفتند و با اصرار مدتى در خانه رئيس نوروز كدخداى كاوه كالى و چند روز در خانه خوانين مله شبانان كه معروف به « خوانين طهماسبى » مىباشند
--> ( 1 ) . اصل : به .