محمد رضا واليزاده معجزى

658

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

كنجى به عبادت بپردازد و واليگرى لرستان را به شما بدهد " . در اين‌باره چند جمله باهمديگر مشورت كردند و قرار بر اين گذاشتند كه امير منظم والى را به قلعه‌اى كه خودش ساخته بود ، دعوت و او را در آن‌جا توقيف سازند و امان اللّه خان به‌جاى پدر رشته امور واليگرى لرستان را در دست بگيرد و چون در اين‌باره با نظام السلطنه مشورت كرده بودند ، وى گفته بود : " امير جنگ را من از پشتكوه خواسته‌ام اكنون چگونه تن به اين ننگ و رسوايى مىدهم كه او را با اين خفت و خوارى از مقام خود فرود آورده و پسرش را به جايش بگذارم . در اين صورت مردم در قبال اين رفتارى كه من با مهمان خود كرده‌ام چه خواهند گفت ؟ ! " اين سخن بالاخره دهان به دهان به گوش والى رسيد كه گفته‌اند : " كل حرف جاوز الاثنين شاع " ، لذا تصميم گرفت كه از مهر على خان امير منظم انتقام اين رفتار ناهنجار را بكشد . اين بود كه با مير صيد محمد خان اشرف العشاير وزير خود و مير اسفنديار خان شهاب برادر اشرف العشاير مشورت كرد كه با جلب نظر خوانين زينبى كه اكنون خدمتگزار دولت شده بودند ، سرهنگ موسى خان را حاضر كنند كه به‌جاى مهر على خان امير منظم سياست طوايف سلسله را بپذيرد مشروط بر اين‌كه وثيقه‌اى كه موجب اطمينان والى باشد ، بسپارد . مذاكرات مقدماتى اين كار به عمل آمده و تنها اشكالى كه مانع اجراى اين تصميم بود ، يكى نزاع حتمى الوقوع فيما بين دو شاخه حسنوند جهان سلطانى و فرخ‌جانى بود و يكى هم خصومتى بود كه بين ميرها ( يعنى خانواده مرحوم حاج مير تيمور كه وزيران و كارگزاران و متصديان كارهاى شخصى و حكومتى والى بودند ) و شخص سرهنگ موسى خان از سابق وجود داشت و والى قلبا ميل نداشت كه با تفويض رياست طوايف سلسله به سرهنگ موسى خان كه با ميرها نزاع داشتند ، وزيران و كارگزاران خود را مكدر سازد و الا در قسمت اول چون سرهنگ موسى خان مردى بسيار شجاع و سلحشور بود ، مىتوانست از عهده امير منظم برآيد . در همين هنگام تقى خان پسر نظام السلطنه كه حاكم بروجرد بود ، به منظور ديدار پدر به اردو آمد و موقع مراجعت به بروجرد والى پشتكوه مير اسفنديار خان شهاب را با سى سوار مأمور مشايعت تقى خان كرده و از راه خاوه و سرآب گاماسياب او را به بروجرد رسانيده و مراجعت كرد . حاج صيد هاشم خان كه از رؤساى تيره جهان سلطانى بود ، از والى و نظام السلطنه تأمين گرفته ، به اردو آمد و ماليات تيره جهان سلطانى را مشددا از وى مأخوذ داشتند ( اين ماليات نسبت به وضع مالى طبقه كم بضاعت سنگين و از تأديه آن عاجز بودند در مورد ماليات سخت‌گيرى كردند و چون پول نقد نبود ، گوسفند را به‌جاى دو تومان و بز را به‌جاى يك تومان