محمد رضا واليزاده معجزى

648

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

كبوده " - خوانده مىشود ، چادر زده بودند . شبانه تفنگچيان پشتكوهى اطراف آنها را گرفته و حسنوندها و سواران اردو به آنها شبيخون زده ، چند نفر از آنان مقتول و كليه اموال و اثقال و احشام و اغنام‌شان را به تاراج بردند . پسران والى كه در فصل بهار به بروجرد آمده بودند ، در اواسط پائيز به پشتكوه مراجعت و رشيد نظام از خط خاوه و نهاوند به بروجرد نزد نظام السلطنه رفت - بيرانوندها كه با نظام السلطنه سخت عداوت داشتند ، از خاك سيلاخور تا خرم‌آباد را زير سلطه و اقتدار خود درآورده و نمىگذاشتند ژاندارم‌ها و سواران نظام السلطنه از بروجرد يك قدم داخل در حوزه تسلط طايفه مزبور بشوند . نظام السلطنه لاينقطع به غلامرضا خان امير جنگ والى پشتكوه نامه مىنوشت و او را دعوت به آمدن به لرستان مىكرد به‌طورى كه تقريبا از اول زمستان تا اوايل فصل بهار سال آينده ، اوقات نظام السلطنه صرف مكاتبه با والى پشتكوه و فراخواندن وى و اردويش به لرستان گرديد ، اما والى زمستان را صبر كرد و اوايل فصل بهار 1332 عازم حركت به بروجرد گرديد . حركت والى پشتكوه براى كمك به نظام السلطنه ، وقايع سال 1332 و 1333 قمرى ( 1293 شمسى ) چنان‌كه قبلا نوشتيم ، برحسب تقاضاى خود نظام السلطنه دولت به والى پشتكوه نوشته بود كه او و نظام السلطنه هردو مشغول نظم و نسق لرستان و تمشيت امور و تنبيه متجاسرين خواهند بود و والى هم قبلا پسران خود غلام شاه خان سردار اشرف و اسفنديار خان سردار امنع را با عده كثيرى سوار و تفنگچى نزد نظام السلطنه فرستاده و به او قول داد كه بعد از گذشتن فصل زمستان خودش با اردو در اول 1332 به يارى نظام السلطنه بشتابد . نظام السلطنه كه در لجاجت و انتقام‌جويى در بين رجال عصر قاجاريه نظير نداشت و حكمرانى لرستان را فقط به منظور تنبيه ايل بيرانوند و از ميان بردن اشخاصى كه در مأموريت قبلى با او در افتاده بودند ، از دولت گرفته بود ، براى ورود والى و كوبيدن ايل بيرانوند روزشمارى مىكرد تا اين‌كه بهار سال 1332 فرارسيد . نامه‌هاى متوالى نظام السلطنه بالاخره والى را ناچار به حركت به پيشكوه كرد و با اردوى عظيمى به راه افتاد و به صيمره ، ملك خود كه در دست وزيرش مير صيد محمد خان اشرف العشاير بود ، وارد شد و از آن‌جا به اتفاق مير صيد محمد خان اشرف العشاير و