محمد رضا واليزاده معجزى

649

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

ميرزا محمد خان و مير اسفنديار خان شهاب از طريق طرهان و كوهدشت عازم خرم‌آباد گرديد . نظر على خان امير اشرف حاكم و رئيس ايلات و طوايف طرهان كه از قديم الايام با والى دشمن بود و والى هرچند سال يك‌بار او را از طرهان تارانده و قيطولش را غارت مىكرد ، از دشمنان نظام السلطنه بود و والى هم براى اعمال غرض خود و هم براى اين‌كه خدمتى به نظام السلطنه كرده باشد ، مصمم شد امير اشرف را غارت كند ولى امير اشرف كه از پيش دست والى را خوانده بود ، به محض اين‌كه شنيد والى از پشتكوه حركت كرده ، خاك طرهان را ترك كرده و با عده‌اى از اطرافيان و نزديكان خود به سوى كرمانشاه گريخت . والى حبيب اللّه خان برادر ناتنى امير اشرف و برادر تنى على رضا خان شهاب الدوله برادر اعيانى خود را به‌سمت حاكم طرهان برقرار و سيصد نفر سوار و تفنگچى براى اجرائيات و وصول ماليات در اختيار او گذاشت و به‌طرف چگينى روانه شد در سرآب دوره براى جلوگيرى از رفتن طايفه سگوند رحيم خانى به پشتكوه كه مقدار زيادى از اسلحه نيروى ژاندارمرى نزد آنها بود ، مرحوم ميرزا محمد خان را به ميان طايفه مزبور فرستاده و به آنها اطمينان داد كه محل خود را ترك نكنند و سر جاى خود بمانند و سلاح‌هايى را كه از غارت پاسگاه‌هاى ژاندارمرى به دست آورده‌اند ، پس بدهند و غير از پس دادن اسلحه هيچ‌گونه تنبيهى درباره آنها اجرا نخواهد شد . بعد از اين كار والى با قريب شش هزار نفر سوار و تفنگچى وارد شهر خرم‌آباد شد و در سرآب شاه‌آباد چادرهاى خود را برافراشتند . والى در خرم‌آباد غلام شاه خان پسر خود را به اتفاق ميرزا محمد خان و چهارصد سوار به بروجرد فرستاد و با احترام نظام السلطنه را از بروجرد به خرم‌آباد وارد كردند . بعد از استقرار در شاه‌آباد ، والى به حاج سيف اللّه خان برادر ديوان بيگى كه از ترس نظام السلطنه مخفى شده بود ، پيغام فرستاد و قبلا از نظام السلطنه براى وى تأمين گرفته ، در اردوگاه شاه‌آباد خود او را پيش نظام السلطنه برد . نظام السلطنه در مقام استمالت او برآمده ، يك شال كشميرى ترمه به او خلقت داد و او را از خود خشنود ساخت . مهر على خان امير منظم رئيس طوايف سلسله كه مورد علاقه نظام السلطنه و والى پشتكوه هردو بود ، به اتفاق منصور يوسفوند سرپرست طايفه يوسفوند و محمد تقى خان كوليوند و جمعيت كثيرى از خوانين و رعاياى حسنوند ، به سوى خرم‌آباد حركت و به اردوى والى ملحق شدند . در شهر خرم‌آباد والى قضيه اطمينانى را كه به طايفه سگوند رحيم‌خانى داده بود ، به استحضار نظام السلطنه رسانيد و نظام السلطنه در خرم‌آباد به طايفه عالى خانى كه با سگوندهاى