محمد رضا واليزاده معجزى
647
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
بود ، نيز به اتفاق منصور خان يوسفوند رئيس طايفه يوسفوند و خوانين فخرجانى به بروجرد رفته ، به حضور نظام السلطنه رسيده و آمادگى خود را براى انجام هرنوع خدمتى اعلام داشتند . ولى صيد ميرزا خان يوسفوند و برخى از خوانين فخرجانى ( سرهنگ موسى خان و حاج زين العابدين خان ) به واسطه پيوند خويشاوندى با حبيب اللّه خان و ديوان بيگى و همكارى با آنها در نوبت نخستين حكومت نظام السلطنه ، از رفتن بروجرد و ملاقات با نظام السلطنه خائف بودند و لذا نظام السلطنه رشيد نظام آذربايجانى را با عدهاى از سواره و سرباز ژاندارم در معيت غلام شاه و اسفنديار خان پسران امير جنگ والى پشتكوه ، به عنوان حكومت سلسله و دلفان به اليشتر اعزام داشت . اردوى مزبور از طريق نهاوند به خاوه وارد شدند . صيد ميرزا خان يوسفوند و سرهنگ موسى خان « 1 » در خاوه به اردوى مزبور وارد شدند . بعضىها به صيد ميرزا خان به نحو ايما و اشاره حالى كردند كه آمدنش به اردو در معيت موسى خان صلاح نبوده و بهتر آن است كه قبل از توقيف شدن از اردو خارج شود ، لكن مشاراليه اعتنا نكرده ، در اردوى مزبور ماند تا اينكه پس از چند روز صيد ميرزا و همراهانش محبوس شدند . اما چون حسين خان امير اكرم نسبت مصاهرت با سرهنگ موسى خان را داشت و دختر او هم در حباله نكاح امير اكرم بود و به عبارت آخرى سرهنگ موسى خان دائى فرزند حسين خان ( برادر مهر على خان امير منظم ) محسوب مىشد ، محرمانه او را از اردو خارج كرده و به او دستور دادند كه مطلقا به اين اردو نزديك نشود ، ولى صيد ميرزا خان را تحت الحفظ به بروجرد نزد نظام السلطنه اعزام داشتند . اردوى مزبور از اليشتر به خاوه رفت و براى وصول ماليات از طوايف مأمورينى هم به دلفان اعزام داشت . در اليشتر دختر حسين خان امير اكرم به عقد غلام شاه خان سردار اشرف پسر والى درآمد . طايفه قلندر حبشى اليشتر كه از نظر تقسيمات طوايف در آن زمان رعيت سرهنگ موسى خان بوده ، ولى جزء طايفه كاكولوند محسوب مىشدند و در اليشتر اقامت داشتند ، از مهر على خان امير منظم قهر كرده و به پشتگرمى و اتكاء مرحوم سرهنگ موسى خان از اليشتر كوچيده و در ناحيه جنوب غربى هنام ، در محلى كه " نسار گاوگهلا " و " بالاى چشمه سرده و مله
--> ( 1 ) . مرحوم سرهنگ موسى خان كه جد خوانين سرهنگى محسوب مىشود ، يكى از معروفترين مردان شجاع لرستان بوده و به قرارى كه شهرت دارد ، مشاراليه را در جنگها با صد سوار مقابل مىدانستهاند . گرچه ممكن است اين قياس مبالغهآميز و دور از واقعيت باشد ، ولى دليل بارزى بر شجاعت كمنظير سرهنگ مىباشد .