محمد رضا واليزاده معجزى
646
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
بخشودن گناه ديگران هم شجاعت و جسارت دارند ، ولى نظام السلطنه چنين نمود . با اينكه قريب هفت سال از قضيه جنگ او و خرمآبادىها كه موجد آن « آقا ربيع و ديوان بيگى » بودند ، سپرى شده و همان اوقات اين دو نفر به حضورش رسيده و اموالش را پس گرفته و مورد عفوش واقع شده بودند و با اينكه خود او به آقا ربيع و ديوان بيگى نامه نوشته و وعده و وعيد و " هزاران ريحان كاشته بودند " همچنين علىرغم اينكه خود او به آقا ربيع تأمين داده و قرآن مهر كرده به قريه كيوره فرستاده بود ، معهذا نتوانست غمض عين كند و مهمانى را كه به دعوت او به بروجرد رفته و چند شبانهروز به اصطلاح " نمك خود را به او خورانيده بود " ، به آن وضع زننده توقيف كرد . علت اين خدعه و نيرنگ و عهدشكنى اين بود كه اصولا نقشه نظام السلطنه در مورد قبول مأموريت لرستان فقط دو چيز بود : يكى كشتن همين آقا ربيع و همكارش ديوانبيگى و ديگرى كوبيدن ايل بيرانوند كه او را غارت كرده و از لرستان تارانده بودند . در غير اين صورت براى نظام السلطنه گرفتن مأموريت ديگر جاها از دولت كار دشوار و مشكلى نبود . قبول مسئوليت اداره كردن لرستان آن هم در آن برهه از زمان كه دولت ضعيف و خزانه كشور خالى و وضع دنيا آشفته ، واقعا به منزله افتخار بود . خاصه براى نظام السلطنه فرتوت و سالخورده كه تازه ريشش از دست جنگهاى فارس رها شده بود . وى باوجود خستگى دوران مأموريت فارس و ضعف پيرى بار سنگين حكومت لرستان را با نبود وسايل جنگى به دوش گرفت تا به اين سرزمين آمده و دشمنان سابق خود را سركوب كند . آن هم نه با كمك يك ارتش نيرومند دولتى بلكه به كمك والى پشتكوه كه به دستور وى دولت او را در مسئوليت با نظام السلطنه شريك كرده بود . حالا انصافا قضاوت فرماييد كه آيا چنين مرد داعيهدارى شخصيتش عجيب و از نظر روانشناسان قابل دقت و مطالعه هست يا خير ؟ در هرحال نظام السلطنه بعد از استقرار در بروجرد نامهاى به والى نوشت و از او درخواست كرد كه با اردو به لرستان حركت كند . از آنجايى كه امير جنگ والى مردى مدبر و دورانديش بود ، هدف نظام السلطنه را مىدانست و لذا خودش عذرهاى برشمارد و آمدنش را به لرستان موكول به بعد كرد و لكن پسرش غلام شاه خان سردار اشرف را به اتفاق پسر ديگرش اسفنديار سردار امنع با عدهاى سوار و تفنگچى پشتكوهى با وزيرش مرحوم مير صيد محمد خان اشرف العشاير به بروجرد اعزام داشت . اردوى مزبور از خط كرمانشاه و نهاوند به بروجرد وارد شدند . مرحوم مهر على خان امير منظم نيز كه از هواخواهان و اشخاص مورد اعتماد نظام السلطنه