محمد رضا واليزاده معجزى

643

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

آسان از گناه كسى نمىگذرد ، لذا جرأت اجابت اين دعوت را كه در واقع دعوت به مرگ بود ، نكرد ولى آقا ربيعا عازم شد و در پاسخ جمعى از دوستان و خيرانديشان كه او را از كيد نظام السلطنه برحذر داشتند ، گفته بود كه خود من چنين احتمالى مىدهم ولى چاره چيست ؟ اولا خود او نامه نوشته و مرا نزد خود خوانده است . ثانيا وارد شدن در سياست خطرات جانى هم دارد ، چه كنم ؟ اگر دعوتش را اجابت كنم ، خطر دارد و اگر امتناع نمايم ، خطر دارد . بنابراين نفع و ضرر اين سفر را باهم سنجيده‌ام و رفتن را به صلاح نزديك‌تر مىبينم و توكل به خدا كرده مىروم و عاقبت كار هم مردن است . آقا ربيع بالاخره آماده حركت شد و به صيد والى خان پيغام داد كه بهتر اين است كه من و شما به اتفاق همديگر به بروجرد برويم . ولى صيد والى خان به طفره گذرانيد و به اتفاق خوانين چگينى و طولابى و على داد ساكى و فرهاد صارمى و سايرين در يك روز عازم شدند و آقا ربيع هم با همراهان و نوكران خود در يك روز بار سفر بستند . آقا ربيع از آن‌جايى كه از نظام السلطنه خائف بودند ، به منظور اين‌كه تأمين محكمى از نظام السلطنه بگيرد ، مستقيما به بروجرد نرفت . بلكه قبلا وارد قريه كيوره ملك غلامعلى امير همايون بيرانوند كه دخترش عروس وى بود ، رفت تا در آن‌جا با خوانين بيرانوند هم مشورت كند . غلامعلى خان و ديگران به او گفتند : " اگر نظام السلطنه پاى قرآن برايت مهر كرد ، نزد او برو . و الا خير " و آقا ربيع هم به نظام السلطنه پيغام داد كه امرت را اجرا كرده و آمده‌ام و منتظرم كه قرآن مهر كرده‌اى از شما به من برسد كه تأمين جانى داشته باشيم . نظام السلطنه تأمين برايش فرستاده ، ولى از رفتنش به خانه غلامعلى خان بيرانوند كه با او دشمن ديرين بود ، سخت مكدر شد و تصميم گرفت بر خلاف تأمينى كه به او داده بود ، از او انتقام بگيرد . بعد از وصول تأمين نامه نظام السلطنه آقا ربيع عازم بروجرد شد . مسافرين لرستان به شرح زير بودند : آقا ربيع چاغروند ، صيد والى خان والىزاده و دو پسرش رضا خان و ايمان قلى خان ، ملك احمد خان ، فاضل خان و غلامرضا خان ، خوانين طولابى ، رستم خان ، خان بابا خان ، محمد كاظم خان ، اسحاق عزيز خان ، لطيف خان ، مير شيخ على خان ، مير غيظى خان ، يمن الملك و برادرهايش ميرزا اسد اللّه خان و ميرزا محمود خان قبلا رفته بودند . اين عده مجتمعا پيش نظام السلطنه رفتند و مورد محبت واقع شدند . دستور داد محل مناسبى جهت پذيرايى آنان معين و جيره و تمام مخارجشان را برآورده نموده حواله داد و بيست