محمد رضا واليزاده معجزى

635

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

نفرات را با سازوبرگ كامل در آنها مستقر كرده ، مشغول كار شدند . اين خبر در پشتكوه به خوانين بيرانوند رسيد و خوف و هراس زايد الوصفى بر سراسر وجودشان جارى شد و سخت به دست و پا افتادند چه آنها علاوه‌براين‌كه با نظام السلطنه حكمران وقت جنگيده و از سربازان دولت عده‌اى را كشته و خانه حاكم و سربازخانه را چاپيده و در واقع مقصر دولت بودند و از آن تاريخ به بعد تا آمدن ژاندارمرى به خودكامگى و بىسرپرستى و دست‌اندازى به اموال و اعراض مردم عادت كرده و ديگر نمىتوانستند تحت قيود و نظامات خاصى زندگى كنند . بنابراين استقرار ژاندارمرى در لرستان براى آنان مساوى با مرگ بود و بايستى چاره‌اى بيانديشند . اين بود كه يك ماه قبل از موعد مراجعت به لرستان ، عموم خوانين به هيأت اجماع به نواحى ايل‌نشين لرستان و خوزستان رفته و همه طوايف را از عاقبت وخيم استقرار دائم ژاندارمرى ( البته به رغم خودشان ) در لرستان ترسانيده و به قيد كلام اللّه مجيد باهمديگر متحد شدند كه تا پاى جان در نابودى اين نيرو ايستادگى به خرج دهند و ضمنا باهمديگر قرار گذاشتند كه تمام ايلات و طوايف در كره‌گاه مجتمع شوند و از آن‌جا حركت نكنند تا همه طوايف جمع شده و متفقا به پاسگاه‌ها و برج‌هاى سر راه و پادگان خرم‌آباد حمله نمايند . ايام نوروز رسيد و هواى لرستان معتدل شد و ايلات و طوايف لرستان اعم از بيرانوند ، سگوند ، پاپى ، قلاوند ، بهاروند ، ميرديركوند ، باجولوند و خلاصه عموم طوايف در كره‌گاه مجتمع شده ، مذاكرات مقدماتى و نقشه كار و تاكتيك حمله را با تبادل نظر طرح و تصويب كردند و ترتيب كار و حدود وظيفه و مسئوليت هر تيره و طايفه را دادند و آن‌گاه به پاسگاه‌ها و پادگان شهر حمله‌ور گرديدند . با اين‌كه نفرات ژاندارم عموما تعليم يافته و با شهامت و نيرومند بودند و افسران مسئول آنان در آن زمان در سرتاسر ايران نظير نداشتند ، مع‌هذا در مقابل هجوم تمام ايلات و طوايف لرستان كه از هر سوى به آنها يورش برده بودند ، چه مىتوانستند بكنند . ژاندارم‌ها مردانه ايستادگى مىكردند ، لكن وقتى كه ارتباط برج‌ها و پاسگاه‌ها با ساير نقاط قطع شده بود ، حتمى است كه ذخيره آنان تمام شده بالاجبار يا تسليم مىشوند و يا تا آخرين نفس مقاومت به خرج داده ، كشته خواهند شد . باتوجه به اين محاسبه پاسگاه‌ها و برج‌ها يكى بعد از ديگرى سقوط كرده تسليم شدند و تفنگ و ملبوس را تحويل عشاير دادند و پادگان خرم‌آباد هم بعد از مدتى مقاومت در يك شب