محمد رضا واليزاده معجزى
634
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
اقدام به ساختن پاسگاه و برج كرده و در تمام طول راه پستهاى استحفاظى به منظور برقرارى نظم در محل و حفاظت عابرين و قوافل و رسيدگى به شكايات و اجراى احكام ايالتى و ساير ادارات ، برقرار نمودند و در اطراف شهر خرمآباد هم برجهاى محكم و مشيد ساختند و عده كافى در همه پاسگاهها و برجها و پستها گذاشتند و اسلحه و فشنگ و همه ما يحتاج زندگانى آنان را فراهم نمودند و روىهمرفته بعد از سالها ناامنى و بىنظمى كه هيچ قافله يا مسافرى بدون يك دسته تفنگچى محافظ قادر نبود صحيح و سالم به مقصد برسد ، مردم تا اندازهاى روى آسايش ديده و مىتوانستند از نقطهاى به نقطهاى و حتى از شهرى به شهرى سفر كنند و از دستبرد سارقين و راهزنان مأمون و مصون باشند . آن مسافر بيچاره كه سالهاى قبل براى پيمودن يك فرسخ راه مجبور بود وصيتنامه بنويسد و تكليف اموال و زن و بچه خود را معين كند و آنها را به دست يك نفر وصى يا قيم متدين بسپارد و براى مصونيت از تعرض دزدان و قطاع الطريق ناگزير بود يك دست لباس از جنس گونى كهنه در بر كند و تازه با همهء اين تدابير و پيشبينىها وقتى گرفتار حراميان مىشد او را به باد كتك مىگرفتند كه چرا لباسش قيمتى و جيبش پر از پول نيست ، حالا كه بدون دغدغه خاطر لباس نو مىپوشيد و جيبش را هم پر از پول مىكرد ، « 1 » براى سلامت و بقاى همچو مأمورينى كه حتى در اوايل پادشاهى ناصر الدين شاه هم دولت آنگونه مأمورين بىنظر و دلسوزى در طول راهها نداشته ، دعا مىكرد و آيه " وَ إِنْ يَكادُ " مىخواند . بارى ژاندارمرى خرمآباد ابتدا تحت رياست و فرماندهى " اكرام نظام " و بعدا " على اصغر خان " در نهايت درستى و بىنظرى به انجام وظايف قانونى خود قيام مىكرد تا اينكه ايام زمستان گذشت و فصل مناسب جهت برگشتن طوايف از گرمسير فرارسيد . اتحاد قبايل و طوايف لرستان عليه ژاندارمرى گفتيم كه ستون ژاندارمرى از مسأله قشلاق كردن قبايل و طوايف لرستان و خلوت بودن مسير خود استفاده كرده ، از سيلاخور تا خرمآباد با دقت تمام پاسگاهها و برجها را ساختند و
--> ( 1 ) . نگارنده را در موضوع تدابير و تمهيداتى كه بعضى مسافرين جهت مصونيت نفوذ خود از دستبرد و تعرض راهزنان به كار مىبردند نوادر و حكاياتى بس عجيب و خواندنى است كه به مرور گردآورده و نمونه بارزى از توسل نوع آدمى در مواقع خطر به اعمال عجيبه است ، ولى افسوس كه چون نكاتى در آنهاست كه منافى با نزاكت و ادب است ، بنابراين ذكر آنها در شان تاريخ نيست .