محمد رضا واليزاده معجزى

633

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

نمىدانم اهل بروجرد مرتكب عملى شده‌اند كه مستوجب اين عقوبت بوده‌اند يا موضوع صرفا ناشى از طمع بوده است . بنابراين نمىتوانم براى يقين ميزان زشتى اين كار را تا حدى معين كنم ولى به فرض گناهكار بودن اهل بروجرد هم ، لايق‌شان خوانين بيرانوند كه خود را از خاندانى نجيب مىدانند ، نبوده كه چنين نقطه ضعفى را آشكار سازند و به‌همين ملاحظه نگارنده نامى از مرتكبين و مباشرين عمل در اين كتاب نياوردم و مطلب را پيوسته نوشتم . از جمله واقعات سال 1330 فوت مرحوم صيد مهدى خان امير العشاير رئيس طايفه مهم حسنوند است . صيد مهدى خان در تاريخ لرستان نقش مؤثرى را برعهده داشته و چندبار پيشكار لرستان را بوده است . در اواخر تابستان سال 1331 ق / 1291 ش دولت تصميم خود را در خصوص اعزام نيروى ژاندارمرى به بروجرد و لرستان كه سال قبل در مركز مطرح بود ، به موقع اجرا گذاشت و يك ستون ژاندارم كه تحت تعليمات افسران سوئدى درس‌خوانده و تاكتيك‌هاى جنگى و معلومات نظامى را آموخته بودند ، به بروجرد اعزام داشت كه از بروجرد به خرم‌آباد و لرستان بيايند . ستون مزبور يك تيپ كامل بود و اختصاص به بروجرد و لرستان داشتند . خوانين بيرانوند كه از حكومت اول رضا قلى خان نظام السلطنه به بعد به خودسرى و هرج و مرج معتاد شده و ديگر نمىتوانستند قوانين و نظامات جوامع متمدن را بپذيرند ، وقتى كه از قضيه ورود نيروى ژاندارمرى به بروجرد و قصد حركتشان به خرم‌آباد آگاه شدند ، انجمنى در سيلاخور تشكيل داده و باهمديگر تبادل‌نظر كردند و به اتفاق آراء مصمم شدند كه مانع ورود ژاندارمها به خرم‌آباد شوند . ستون ژاندارم هم از بروجرد به سوى خرم‌آباد حركت و به جمعيت بيرانوندها كه سر راه را بر آنها گرفته بودند ، حمله كردند و شكست فاحشى به بيرانوندها دادند ولى نتوانستند به عمليات جنگى خود ادامه دهند و در بروجرد متوقف شدند و به راهنمايى بروجردىها كه از قضيه ييلاق و قشلاق عشاير به خصوص بيرانوندها آگاه بودند ، تا اواخر پاييز كه طوايف به حكم اجبار بايستى به گرمسير بروند ، صبر كردند . اواخر پاييز فرارسيد و ايل بيرانوند با ساير طوايف به عادت معهود به پشتكوه و خوزستان كوچ كردند و به‌طور طبيعى سر راه ژاندارم‌ها خلوت شد و تحت راهنمايى افسران درس خوانده و تعليمات ديده خويش از بروجرد وارد سيلاخور شده ، به هرو آمدند و از هرو به آبستان و از آبستان به خرم‌آباد وارد شدند و از اول خاك سيلاخور تا خرم‌آباد به فواصل معين و در نقاط مهم و حساس