محمد رضا واليزاده معجزى
624
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
هرگونه اجحافى متنفر بود . حتى در ميدان جنگ روى اين اصل وقتى كه بيرانوندها به سختى شكست خورده و نظم آنها بههم خورد و از ميدان جنگ فرار كردند ، به منظور حفظ جان و مال آنها امر كرد طبل بازگشت را نواختند كه فاتحين به تعاقب شكستخوردگان نروند و تلفات وارد نسازند . عدم تعقيب فراريان بيرانوند بر مذاق ولى اللّه خان تلخ و بر طبعش ناگوار بود و هر شب كه در زير چادر نزد امير مفخم نشسته بود ، ملول و متفكر بود و آثار حزن بر چهرهاش ظاهر و آشكار ديده مىشد . امير مفخم به او گفت : " آقاى ولى اللّه خان بعد از شكست فاحش دشمن و فيروزى بزرگى كه با فضل و عنايت الهى نصيب ما شده ، ديگر افسردگى و ملال خاطر شما از چيست " ؟ ولى اللّه خان در جواب مىگويد : " قربان فتحى كه مورد انتظار ما بوده ، نصيب نشده است . زيرا فتح و فيروزى كامل هنگامى نصيب ما مىشد كه فراريان بيرانوند طورى تعاقب مىشدند كه اقلا سران قوم كشته مىشدند و زنان و كودكانشان اسير مىگرديدند و در جنگ امروز چنين پيروزى بزرگى در حيطه قدرت ما بود اما خود امير مانع شدند و طبل بازگشت نواخته شد و بيرانوندها كه به دام افتاده بودند ، از اين فرصت استفاده كرده ، جان سالم از مهلكه به در بردند . " امير مفخم در جواب گفت : " اگر من امروز موجبات قتل صدها نفر را فراهم و صدها ناموس از مسلمانان را به باد مىدادم ، بعد از مردن در موقف حساب از من سؤال مىكردند چرا باعث اين همه خونريزى و هتك نواميس مسلمانان شدى و عصمت پردهنشينان پيرو مذهب شريعت مقدس خاتم النبيين را به دست مشتى سرباز دادى و پرده ناموسشان را پاره كردى و از قدرتى كه خداوند به تو داده و بر دشمنان چيره شدى سوء استفاده كردى و تعادل را از دست دادى ؟ آيا مىتوانم در جواب بگويم براى استحكام اساس رياست آقاى ولى اللّه خان اين جنايات را مرتكب شدم و قصدى غير از انقراض مخالفين و دشمنان او نداشتم . زيرا او از طرفداران و دوستان من بود و براى ترقى و پيشرفت كار من تلاش مىكرد و بر من هم لازم بود متقابلا او را به رياست ايل بيرانوند برسانم و اسباب خوشنودى و رضايت خاطر او را فراهم سازم ؟ ! ولى اللّه خان در پاسخ امير مفخم گفت : " قربان ، اينها همهشان دزد و شرير و غارتگر و قطاع الطريق و اهل جدال و فسادكنندگان روى زمينند كه به موجب آيات نازله و اخبار متوارتره و احكام شريعت قتل و تاراجشان جايز است . " امير مفخم در پاسخ گفت : " حكم را بايد امام يا نايب امام اجرا نمايد نه مثل من و شما كه نه صلاحيت اين امر را داريم و نه فقيه و مجتهد مىباشيم كه حدود شريعت را به يارى قوه استنباط