محمد رضا واليزاده معجزى

625

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

درك كنيم و مرتكب اشتباهاتى كه متضمن بازخواست خداوندى هست نشويم و نه كه خودمان از هر گناهى پاك و منزه نيستيم . " ولى اللّه خان كه مردى حراف و سخنور و سخندان بود ، در جواب گفت : " مگر حضرت اجل مسائل مربوط به " محارب " و حدود مجازات آنان را مطالعه نفرموده‌ايد ؟ ! اين فرقه حداقل " محارب " كه محسوب مىشوند . ؟ امير مفخم گفت : " هرطور كه به آنها نسبت دهى هستند ولى نه ظلمشان به من رسيده و نه من نايب امام هستم كه صلاحيت مجازات شرعى اين‌ها را داشته باشم " و بعد از باب اندرز و نصيحت وارد شده گفت : " آقاى ولى اللّه خان هوا و هوس و وسواس شيطانى را از خود دور كن و در هر كارى خداوند را حاضر و ناظر بدان و چون بر خصم ظفر يافتى ، شكرانه‌اش اين است كه حتىالامكان روش عفو و اغماض را از دست ندهى " . به هر تقدير امير مفخم پس از شكست دادن بيرانوندها ، از هرو كوچ كرد و بدون برخورد به مانعى وارد شهر خرم‌آباد شد و مردم از هر طبقه به استقبال او تا پل كرگانه آمدند و با تجليل بسيار او را وارد شهر ساختند . خوانين لرستان من‌جمله صيد مهدى خان امير العشاير و ساير رؤسا و خوانين سلسله و دلفان و خاوه عموما به خدمتش شتافتند و آمادگى خود را براى انجام مرجوعات او اعلام داشتند . امير مفخم همه را مورد محبت قرار داده ، هركس را به فراخور شأنش خلعت بخشيد و حكومت سلسله را به شاهزاده احتشام الدوله واگذار و او را با اردو دستور حركت به اليشتر داد و بعد از انجام اين كار دستور مراجعت خوانين را به اتفاق احتشام الدوله و اردويش صادر كرد . هنگامى كه احتشام الدوله با اردو و خوانين به اليشتر مىرفتند ، عده‌اى از اشرار دهستان بسطام كه قبلا در ميان راه كمين كرده بودند ناگهان به بازماندگان اردو تاختند و اموال و اثقال بسيارى از سربازها را به غارت بردند . احتشام الدوله بعد از ورود به اليشتر مورد استقبال همه خوانين قرار گرفت و بلااستثناء همگى براى خدمتگزارى او در انجام مراجعاتش حاضر و آماده شدند . از تاريخ ورود امير مفخم بختيارى به خرم‌آباد مدت زيادى نگذشته بود كه خبر نهضت سالار الدوله از ناحيه كردستان شايع شد و چنان‌كه نقل مىكردند ارتش چريكى مهمى مركب از عشاير مرزى ايران و اكراد و همدانىها و ترك‌ها و عشاير كرمانشاه و مشايخ اعراب منطقه جنوبى ايران با شاهزاده مزبور حركت كرده بودند .