محمد رضا واليزاده معجزى

618

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

با اين حال مشروطه‌خواهان دست از عمليات و اقدامات خود نكشيدند و چون تنها وجود ملا رشيد را مانع كار خود مىدانستند ، عده‌اى از افراد متعصب جمعيت خود را برانگيختند كه شبانه از ديوار خانه محقر حاجى پائين رفته بودند كه او را ترور نمايند ( نايب محمد على چاغروند و يكى دو نفر ديگر ) لكن بنابه گفته خودشان در اين هنگام چشم آنان قوه بينايى را از دست داده ، قادر به تشخيص هيكل حاجى نشده و آهنگ خروج مىكنند . انتشار اين خبر بر مؤمنين و ارادتمندان حاج ملا رشيد افزود و شئون روحانى او خيلى بالاتر رفت .

--> چون به قوت حريف خصم نه‌اى * حيله و مكر از دست مده وى به انجمن وارد شده ، بعد از تعارفات متداوله به انجمن مىگويد . " امير جنگ والى به وسيله من عرض سلام خدمت همهء آقايان رسانده و گفت خدمت انجمن عرض كنيد كه از تشكيل انجمن و پيشرفت كارهاى آقايان ممنون و متشكرم و براى انجام اوامرتان حاضرم و مىخواستم عريضه‌اى عرض كنم و مراتب ارادت خود را ابلاغ دارم . چون ندانستم رئيس انجمن كيست ، لذا از تقديم عريضه خوددارى كردم ولى البته بعد از شناختن رئيس شما مرتبا مزاحم خواهم شد و از مقررات انجمن اطاعت خواهم نمود . پيش از ديگران حاج شاكل خرم‌آبادى جواب مىدهد كه در ميان اعضاء انجمن رئيس و مرئوس بزرگ و كوچك و پست و بلند وجود ندارد و همه ما مساوى و همپايه هستيم . مرحوم حاج شيخ عبد الرحمن همين‌كه اظهارات او را استماع مىكند خطاب به نوكر خود مىگويد : " كفش‌هاى مرا حاضر كن . انجمن يا مجلس يا هر هيئتى كه پست و بلند نداشته باشد ، من داخل آن انجمن نخواهم شد . " با اين يك كلام مرحوم مير صيد محمد خان اختلاف شديد در ميان هيأت انجمن انداخته و از آن به بعد توفيق زيادى نصيب آنان نمىشود . آقاى ميرزا شفيع خان مصدق كه الحق گنجى است در خرابه ، به نگارنده نوشته‌اند كه خودشان اين مطلب را از مرحوم مير صيد محمد خان اشرف العشاير شنيده و مير به ايشان گفته است كه او با اين حيله خود را از چنگ آن انجمن نجات داده است .