محمد رضا واليزاده معجزى
619
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
فصل پنجم حكومت منتصر الدوله در لرستان در سال 1327 باز اوضاع منقلب و عشاير و ايلات علاوه بر غارتهايى كه از قراء و شهرستانهايى كه توضيح داديم ، مىآوردند و سلب امنيت و آسايش از بندگان خدا مىكردند ، خودشان هم به جان همديگر افتادند و به نزاع و نفاق برخاستند . انجمنهاى شورا در همه شهرستانها برقرار بود و جنگ اعصاب به شدت ادامه داشت . با اين همه آزادىخواهان گامهاى بلندى برداشته بودند و فرج بعد از شدت نزديك مىشد . در اوايل فصل بهار منتصر الدوله از طرف دولت به حكومت لرستان و بروجرد منصوب و حسب المعمول به بروجرد وارد شد . ولى خوانين بيرانوند ( على مردان خان ، شيخ على خان ، غلام على خان امير همايون و ساير خوانين ) او را در تنگناى محاصره انداختند و نيروى دولتى قوه عبور از مرز سيلاخور سفلى را نداشت . منتصر الدوله مرتبا مرحوم مهر على خان امير منظم را از اليشتر نزد خود به بروجرد مىخواند . آخر الامر امير منظم با عدهاى از خوانين حسنوند فخرجانى و يوسفوند و غيره به كمك وى مىشتابد و به بروجرد وارد مىشود . منتصر الدوله براى مهر على خان امير منظم و سوارانش حقوق كافى تعيين نمود و امير منظم نيز از خدمت مضايقه نكرد . منتصر الدوله لطيف خان گودرزى را كه با خوانين بيرانوند قرابت داشت ، زندانى كرد زيرا همانطور كه شرح داديم ، خوانين بيرانوند بهطورى دست به غارت اموال مردم گشوده بودند كه صداى ضجه و ناله آنها به آسمان مىرفت ولى از اين طرف سواره يا سربازان منتصر الدوله نمىتوانستند از بروجرد خارج شوند يا يكى از احكام را در سيلاخور اجرا سازند .