محمد رضا واليزاده معجزى

616

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

صيد مهدى خان امير العشاير و خوانين اليشتر جهت كوچانيدن طايفه حسنوند به طرهان نزد امير اشرف رهسپار شده بودند پسر ارشد و لايقش مهر على خان امير منظم به اتفاق منصور خان رئيس طايفه يوسفوند و محمد تقى خان رئيس طايفه كوليوند با چند نفر ديگر به بروجرد رفته و دم از خدمتگزارى زدند « 1 » و حكم تفارق نهاوند را از موثق الدوله گرفته ، به اتفاق چند نفر رو به نهاوند نهاده ، اهل آن محل را در فشار گذاشته و وجوه بسيارى به عنوان تفرقه از قراء نهاوند گرفته و پائيز با جيب پر از پول به اليشتر مراجعت كردند . روزبه‌روز آتش فتنه و ناامنى و اغتشاش توسعه يافت و كم‌كم همه‌جا را فراگرفت و همه‌كس را معذب كرد و سرتاسر لرستان و شهرستان‌هاى اطراف آن غرقه درياى آشوب و انقلاب و جنگ و جدال و جوش و خروش و قتل و غارت گرديد . در شهر خرم‌آباد كه مركز لرستان بود ، اهل شهردو سه دسته به نام پشت بازار و دردلاكى تشكيل داده و به جان همديگر افتادند . روزبه‌روز آشوب‌طلبان از مرام خود پيشروى كرده كار به جايى رسيد كه رؤساى شهر خرم‌آباد نتوانستند جلوگيرى نمايند . از اول غروب راه عبور و مرور مسدود و براى عابرين تأمين جانى نبود . مردانى چند از طرفين به سلاح آن‌روز مسلح بودند و روزى نبود كه زد و خورد و نزاعى واقع نشود . در همين موقع بود كه آگهىهاى آزادىخواهان عليه دربار محمد على شاه در سرتاسر مملكت انتشار يافته ، از طرف علماء و روحانيون مشروطه‌خواه و مجلس شوراى ملى احكامى به تمام شهرستان‌ها رسيد كه در هر شهرى انجمنى به نام انجمن ملى تشكيل دهند . در هر شهرى مشروطه‌خواهان تشكيل انجمن داده و در مقابل عده‌اى هم كه از مرام محمد على شاه و درباريانش حمايت مىكردند از در مخالفت وارد شده ، بين انجمن‌ها و مستبدين زد و خوردهايى شروع شد و مخالفين مشروطه جدا در مقام مخالفت و كارشكنى بر مىآمدند . در شهر خرم‌آباد همين‌كه مشروطه‌خواهان - كه نام آنها را قبلا در اوراق مربوط به حكومت اول نظام السلطنه نام برده‌ايم - درصدد تشكيل انجمن برآمدند همان‌طور كه جمعى از علما مانند

--> ( 1 ) . چون در آن هنگام هنوز ته بساطى از قدرت امير اشرف وجود داشته ، بعيد نيست پدر و پسر قبلا باهمديگر توافق حاصل كرده‌اند كه بعد از عزيمت صيد مهدى خان به طرهان پسرش مهر على خان براى اظهار اطاعت و خدمتگزارى نزد موثق الدوله برود كه نظر على خان امير اشرف از صيد مهدى خان مكدر نشود و آن را ناشى از جوانى و عدم تجربه خود مهر على خان بداند .